2777
2789
عنوان

انجيلا👩

| مشاهده متن کامل بحث + 106429 بازدید | 933 پست

داستان #انجیلا💘💘💘

#قسمت_چهلم و هشتم -بخش پنجم







گفتم : تو واقعا نمی فهمی چی میگی من نمی دونستم تو اینقدر گند و کثافت دور ورت جمع کردی ...و بشدت گریه ام گرفت ..

داد زد سرم بس کن ضجه و مویه راه انداختی خفه شو همین که هست ....

ای بابا اون ساعت دستت رو صد و پنجاه میلیون خریدم چرا دستت می کنی ؟ فکر می کنی من بیل می زنم پول در میارم ؟ نه جونم تو این مملکت این طور پولا در نمیاد منم می خوام خوب زندگی کنم ..

دوست ندارم گدا باشم و برای نون شب زن و بچه ام بمونم ...

ساعت رو در آوردم و پرت کردم طرفشو گفتم :این ساعت و بقیه چیزایی که برای من خریدی  مهم نیست ..تو برای همه ی اون زن ها همین کارو می کنی ..

نمی خوام من فقط از تو صداقت می خواستم ..

این همه دروغ و ریا اصلا  نمی تونم تو رو درک کنم پس تو نظرت اینه که نون رو از سفره زن بچه های مردم بگیری و اینطوری خرج زن هایی بکنی که با هاشون رابطه داری ؟ یا به قول خودت ساعت صد و پنجاه میلیونی بخری چه لزومی داره ؟

اگر آدم ساعت ارزون دستش کنه و با شرف زندگی کنه چی میشه ؟

می خوام بدونم واقعا به حرفی که می زنی اعتقاد داری یا می خوای دهن منو ببندی ؟

گفت : برو بابا من کی باشم که از سر سفره ی کسی نون بر دارم ..اونقدر هستن که من توش گمم ..من نکنم هزاران نفر دیگه این کارو می کنن ..

همه دنبال این هستن که بارشون رو ببندن ..منم دارم همین کارو می کنم .. آره بهش اعتقاد دارم حق خودم رو از این مملکت می گیرم ..

چون عرضه دارم می تونم و می کنم آدم های بی عرضه هم حقشون همونه و به من ربطی نداره ...

گفتم : در مورد خیانت هات هم همین نظر رو داری ؟ باید باشه ؟ ادامه میدی؟؟

گفت : کدوم خیانت تو از خودت در آوردی من برای کمک به اونا ازشون حمایت می کنم ..

گفتم : تو برای دخی خونه گرفتی برای چی می خوای ازش حمایت کنی ؟ ..

یک مرتبه به من نگاه کرد و با تعجب گفت: این حرفت هم مثل بقیه مزخرفه ..دخی ؟ کی بهت گفته من برای دخی خونه گرفتم ..اون زن یکی از دوستامه ...

گفتم جز تو و یساری کسی باهاتون تایلند نبود ؟ گفت : خوب زن یساریه به من چه ...

گفتم یساری که زن به اون خوبی داره دخی رو می خواد چیکار ؟

گفت : دلش براش می سوزه زن صیغه ای اونو نرگس خانم هم می دونه به روی خودش نمیاره همه زن ها که مثل تو بی عقل نیستن ...







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #انجیلا💘💘💘

#قسمت_چهلم و هشتم -بخش ششم







گفتم : وای خدای من وارد چه زندگی شدم ..تو خانواده ی ما اگر یکی از این کارا بکنه از فامیل بیرونش می کنن ..

مهبد من واقعا نمی تونم این طور زندگی رو تحمل کنم ..

تو بگو باید چیکار کنم ..این وضع رو برام قابل دوام نیست ...

لحنش عوض شد و گفت : از همون روزی که منو دیدی باید می فهمیدی من چطور آدمی هستم تو خنگی تقصیر منه ؟ حالا هم عزیزم تو زندگی خودتو بکن ..

اگر به نظرت  من کار بدی می کنم به تو ربطی نداره ..تو نه می دونستی نه  توش دخالت داشتی پس کاری نکن که زندگی به هر دومون زهر مار بشه ...

دیدم حرف زدن با مهبد فایده ای نداره اون خر مراد رو سوار شده و پیاده کردنش کار من نیست ...

در مونده و نا امید تر از قبل برگشتم به اتاقم ..و باز لب تخت خوابیدم ..

انگار قسمت من این بوده ...با خودم فکر می کردم با همه ی این احوال این بار اگر طوفان نوح بسرم بیاد حاضر نیستم از بچه ام جدا بشم ..

باید اول شرایط گرفتن اونا رو مهیا می کردم ...

این بود که سکوت کردم و لی نمی تونستم تو صورت مهبد نگاه کنم خیلی نفرت انگیز شده بود ..

اون تنها کسی بود که من اونقدر دوستش داشتم و برای همین خیلی ناگوارم شده بود ....

چون می دیدم که هر روز که از خونه میره به همون تلفن های چندش آور ش با زن های مختلف ادامه میده و توی اون حرف ها ,رکیک ترین فحش ها رو به من میداد که باورم نمی شد ...

اون حرفایی که در مورد من به اون زن ها می زد  باور کردنی نبود ...در حالیکه همیشه حرمت منو داشت و بهم احترام میذاشت ...

تا یک روز شنیدم که به یکی از اون زن ها می گفت : ازش بدم میاد و منتظرم صداش در بیاد تا طلاقش بدم دیگه خسته شدم ....

این حرف اون خیلی برای من ناگوار و بد بود ..

همیشه فکرم این بود که دوستم داره ولی حالا می فهمیدم مردایی که تو زندگی من بودن منو تا موقعی که خوب و سر حال بودم دوست داشتن و خود واقعی منو نمی خواستن ..

کسی برای من پیدا نشده بود که منو برای خودم بخواد یک عشق واقعی تنها چیزیه که یک زن رو خوشبخت می کنه و متاسفانه در این مورد من شانسی نداشتم ...

شاید خودمم عیبی داشتم ..شایدم تقدیرم این بود به هر حال شدم مثل یک بمب,,,










#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

داستان #انجیلا💘💘💘

#قسمت_چهلم و هشتم -بخش هفتم







می دونستم که اونم با گوشی صدای منو میشنوه هنوز از در پارگینگ بیرون نرفته بود که شروع کردم به فریاد زدن و گریه کردن نه که دست خودم باشه دیگه طاقتم تموم شده بود ..

چند دقیقه ی دیگه اومد بالا ..و منو به اون حال و روز دید ...عصبانی شده بود و مثل وحشی ها به من حمله کرد و اونجا بود که برای اولین بار به من توهین های بدی کرد ...

همینطور که گریه می کردم برای اینکه روش به من بیشتر باز نشه کیفم رو بر داشتم و از خونه رفتم بیرون .....

راستش دلم می خواست بیاد دنبالم ..جایی رو نداشتم که برم ..

ولی نیومد ..رفتم  تو ماشین نشستم و گریه کردم اونقدر که داشتم از حال میرفتم ..ولی خبری از مهبد نشد ...

دیدم  جایی رو که ندارم برم و دلم برای گیرا شور می زد ..باز خودمو آروم کردم و رفتم بالا ..

درو از تو قفل کرده بود و منو راه نداد ..

محکم زدم به در و گفتم باز کن ..مهبد درو باز کن بچه ها  گناه دارن  ...

صدای فحش های مهبد رو می شنیدیم و صدای گریه ی مونس و التماس های مهین خانم که تو رو خدا آقا گناه داره به خدا ..غریبه جایی رو نداره بره ....

ولی اون درو باز نکرد و من بعد از دوساعت که پشت در موندم برگشتم پایین تو ماشین خوابیدم ...

صبح دوباره رفتم بالا ...ولی مهبد قفل درو از تو بسته بود ..

یک مرتبه یادم اومد کلید سوئیت رو دارم ..

انداختم باز شد رفتم تو خونه تا چشمش به من افتاد اومد جلو و زد تخت سینه ی من گفت : ببین اگر می خوای تو این خونه بمونی باید خفه بشی بشین بچه هات رو بزرگ کن بزار منم کار خودمو بکنم همین شنیدی ؟

تو کی باشی که پشتتو به من بکنی من مهبد قیاسی هستم کسی حق نداره به من توهین کنه ..

گفتم : باشه می خوای طلاقم بدی بده ...ولی بچه هام رو دیگه ازم نگیر هیچی ازت نمی خوام فقط همین ...

گفت : برو گمشو ..برو بیرون ...و دستم رو گرفت و از همون دری که اومده بودم تو بیرونم کرد و در آخرین لحظه یکی کوبید تو سرم و درو زد بهم ....

دیگه کاری نمی تونستم بکنم ..باز رفتم تو ماشین نشستم ..

تا از خونه بیاد بیرون ..آقا ماشالله چند بار منو دید ..

سلام کرد و رفت ..ولی طرفای غروب زن ماشالله که دلش برام سوخته بود اومد دنبالم و منو برد به اتاق خودشون .....









#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

دوستان اين نظر سنجى رو ديروز خانم گلكار گذاشتن تو كانال به خاطر اينكه به خاطر اين داستان خواننده ها خيلى انتقاد كردن كه بعضياش و تو پست دوم كه تو كانال گذاشته بودن گذاشتم براتون  مثل اينكه خواستن مطمئن بشن از ادامه داستان من هم اسكرين شاتش و گذاشتم

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

واى فكر مىكنم چه قدر بعضيا سطحي نگرن اين كه يه مرد انقدر بد و پليد باشه دليل نداره شوهره ماهم همينجوره يا يه نفر تو تبريز بده همه و تبريزيا بدن يا تهران يا هرجاى ديگه به جاى اينكه از اين  داستانها درس بگيريم عاقلانه تَر رفتار كنيم هميشه دنبال حاشيه ايم البته من اول خودمو ميگم وبه هيچ كدوم از دوستانم جسارت نكردم 🌹🌹🌹🌹🌹🌺🌺🌺🌺🌺🌺

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

اوووف هر چقد میخونم بیشتر عصبی میشم این چ جور زنیه اخه 😤😤😤😤😤 دادو بیداد میکنه بعدم التماس؟ ادم‌انقد شل و ول اونم بعد ۳ تا شوهر؟؟؟ ابروی هر چی زنه برده حقشه هر چی سرش میاد 

اگر تمام عمر؛ جوراب ابریشمی بپوشم فکر نکنم اثر جای زخمی که روی قلبم است محو شود …

ای بابا اخرش چی میشه پس کاش بگه چقد مونده تا تموم شه به نظر من ک میره مهبد رو لو میده با اسنادی ک پیدا کرده پای همه رو میکشه وسط بچه هاشو برمیداره و میره 

RPKHANMOHAMMADI@ایدی منه واسه گروه چالش پوست مو خانه داری تا عید لطفا پی ام بدید
ای بابا اخرش چی میشه پس کاش بگه چقد مونده تا تموم شه به نظر من ک میره مهبد رو لو میده با اسنادی ک پی ...


منم فكرميكنم همين كارابكنه 

آياميدانستيدبانگاه كردن به دست زن هاميتوانيد ازاحساسات آنهامطلع شويد؟!به عنوان مثال:اگردمپايي دستشون بودعصبانين      
سلام. یعنی مقداری از این داستان واقعی نیست؟ درست متوجه شدم؟

داستان واقعيه اون جاييش چاشنى تخيل ميشه كه مثلا از طرد حرف زدن و اسامى و ناز كردن و به تصوير كشيدن جزيئات والا ايشون  من ازشون سوال كردن اصل داستان واقعيه و جزيئات و هرنويسنده اى يه مقدار تخيلات و چاشنى كارش مىكنه تا خواننده بتونه به تصوير بكشه داستان و عزيزم

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
نمیشه که داستانو نصفه رها کرد

نه نميشه فكر مى كنم براى همين ايشون نظر سنجى گذاشتن حتما ادامه ميدن 

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792