2777
2789
عنوان

انجيلا👩

| مشاهده متن کامل بحث + 106429 بازدید | 933 پست
ممنون رم عزیز احمد ممکنه بچه دار نشه یا هم زیر سرش بلند بشه 

خواهش مى كنم  اره اونم ممكنه

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ممنونم عزیزم ازاینکه اطلاع رسانی کردین.واسه پیامم واسه خانم گلکارهم تشکر💖💖💖💖

خواهش مى كنم عزيزم❤️

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
وا این عپ چیه؟حتما دستم خورده ببخشید

خواهش مى كنم عزيزم همون تعجب كردم😆

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

دوستان منتظرم خانم گل كار داستان و بزارن هنوز نذاشتن

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

🦋 💘💘   انجیلا  💘💘🦋

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #انجیلا 💘💘

#قسمت_بیستم و دوم- بخش اول





بالاخره خونه ای که اجاره کرده بودیم رو پس دادیم و تو خونه ی جدید زندگیمون رو شروع کردیم ..

خونه جنوبی بود و در کوچه به یک راهرو باز می شد و با چند تا پله میرفت به ساختمون و چند پله پایین ترم زیر زمین ....

من اونجا رو هم باز سازی کرده بودم و ازش یک سالن پذیرایی ساختم تا احمد همون طور که دوست داشت بتونه مهمونی بگیره ....

بالا هم یک حال بزرگ و جا دار و یک پذیرایی که با یک پله ی کوچیک و گرد از اون جدا می شد و سه تا اتاق خواب ...که من همه ی اونا رو  بسیار شیک و مدرن درست کرده بودم ..برای ما بهشتی روی زمین بود ...

با اینکه احمد هنوز عادت های خودشو ترک نکرده بود ....

ولی با صبر من در مقابل اون و گذشت اون در مقابل من همه چیز روبراه بود ...من از اون یاد گرفته بودم که نباید تو زندگی مشکلات رو زیاد جدی بگیرم ..و اینطوری انگار خودشون خود به خود حل میشن ...

اما هنوز برام سخت بود که یک نفر که نزدیکم می خوابه تا صبح صدای مکیدن انگشتش رو بشنوم .. این از صدای خُر و  پف بد تر بود .....

برام آسون نبود که هر شب با التماس اونو بفرستم حموم و بیشتر وقت ها هم موفق نمی شدم ....و بازم برام سخت شده بود که هر روز صبح یکساعت شوهرمو صدا کنم و بالاخره هم اون بیدار نشه و خودت تنهایی بری سر کار و ببینی عده ای منتظر ش نشستن و تو باید توضیح بدی ...و تا نزدیک ظهر چشمت به در باشه که اون کی میاد ....

ولی من این کارو با خوشرویی انجام می دادم و گاهی با خنده و شوخی بهش یاد آوری می کردم ...و احمد بازم عذر خواهی می کرد و قول میداد که دیگه از فردا صبح زود تر بیدار بشه ....

ولی بازم نمیشد و مجبور بود تا دیر وقت کلینیک بمونه و دستیار هاشم نگه داره ....

دستیار هایی که هر ماه عوض می کرد ..گاهی دو سه روز بیشتر نمی موندن ..از احمد می پرسیدم .. تو که اینقدر خوش اخلاقی چرا نمی تونی با دستیار هات بسازی ..

می گفت : برای اینکه تو کارم جدی هستم و خطا رو نمی تونم ببخشم ..بعضی هاشونم خنگ هستن .. یک حرفی رو ده بار باید بزنم بازم نمی فهمن ..

من یک نفر رو می خوام زرنگ و با هوش باشه ..مریض زیر دست من نباید خسته بشه ..

اونا اینو نمی فهمین و احساس مسئولیت نمی کنن ...عیب نداره اونقدر عوض می کنم تا دو نفر مطابق میل خودم پیدا کنم ...







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #انجیلا 💘💘

#قسمت_بیستم و دوم- بخش دوم





یک روز دکتر مرندی منو تو اتاقش خواست و گفت : انجیلا از کارت خیلی راضیم ..اگر می تونی مرکز نرو و بعد از ظهر ها  همین جا با دکتر بمون ..اصلا چطوره با هم بیاین و با هم برین ..

من همون حقوق مرکز رو بهت میدم با اینکه می دونم اگر تو رو بیارم اینجا خانمم رو با خودم دشمن می کنم ....

گفتم :آقای دکتر ما اونجا برنامه ی مشاوره و سمینار گذاشتیم ..عده ای عضو داریم که به خاطر من اونجا میان نمی تونم ولشون کنم ....تازه خودم به اون کار بیشتر علاقه دارم ..

پیشنهاد دکتر مرندی برای من عجیب بود چون من همه ی کارای کلینیک رو انجام می دادم  و اگر بعد از ظهر ها هم می خواستم برم بیکار میموندم  ..دلیلشو نفهمیدم ...

حالا چهار سال بود که من با احمد زندگی می کردم تمام دوست و آشنایان من و آنا و بابا  برای دندونشون میرفتن پیش احمد  و اونایی که استطاعت مالی نداشتن رو هم خودم سفارش می کردم که احمد از  اونا پول نگیره.....

همه از زندگی من می گفتن و اینکه با ازدواج دومم تونستم خوشبختی رو بدست بیارم ...

ولی با وجود اشتیاق من برای بچه دار شدن هنوز خبری نبود .. این بود که به خواست من رفتیم برای آزمایش های مختلف و در نهایت معلوم شد احمد به هیچ عنوان بچه دار نمیشه ...با اینکه اون  هیچوقت دلش بچه نمی خواست از شنیدن این خبر خیلی بهم ریخت و برای اولین بار دیدم که غصه دار شده ....

و باز این غصه رو با دادن مهمونی و شادی کردن تو وجود خودش از بین برد ..

اون به هیچ عنوان در بدترین شرایط سخت نمی گرفت و نمی گذاشت به خودش بد بگذره  ..

وقتی خواستم دلداریش بدم ..گفت : به جون خودت برای تو ناراحت شدم چون می دونم چقدر دلت بچه می خواد ..ولی باور کن خدا به دل من نگاه کرده من اصلا بچه دوست ندارم ..دلم می خواد پول جمع کنیم و بریم همه جای دنیا رو بگردیم ..

فقط من و تو اگر تو قول بدی ناراحت نباشی منم نیستم ...سکوت کردم چون من مثل اون نمی تونستم قولی بدم که بهش عمل نکنم ...و این اینکه  آویسا رو از من گرفته بودن در حالیکه هنوز سینه های من پر از شیر بود ...

این خواسته ی مادرانه تو وجودم مونده بود ...و هر وقت یادم میومد آهی از ته دلم می کشیدم ...من سالها به جای آویسا عروسک بغلم کرده بودم ...و این هنوز برای من یک عقده بود ...







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #انجیلا 💘💘

#قسمت_بیستم و دوم- بخش سوم






یک روز بعد از ظهر که تو مرکز مشغول کار بودم ..خانمی بود که شوهرش بهش خیانت کرده بود ..اون می گفت : مدتی بود که متوجه شده بودم شوهرم   اغلب به هوای کار دیر میاد ..

ولی بو برده  بودم که با کسی رابطه داره ..تعقیبش کردم و دیدم با یک دختر هفده, هجده  ساله میرن تو یک آپارتمان ...اون زمان زیاد فکرم خوب کار نمی کرد رفتم و مچشو گرفتم ..

ابراز پشیمونی کرد,,قسم و خورد و توبه کرد ..ولی مدتی بعد بازم دیدم رابطه شون رو از سر گرفته ..

خدا می دونه چه حالی داشتم برای نجات زندگیم دست و پا می زنم ..و حالا مرتب با هم دعوا می کردیم اونم به بهانه ی اینکه با من قهرِ میرفت و تا صبح نمی اومد ...یکسال اینطوری گذشت ..و حالا علنا میگه همین که هست می خوای با این شرایط زندگی کن ...

نمی خوای بچه ها رو بده و برو چیکار کنم ؟..راه من چیه ؟ با خاری خفت زندگی کنم ؟ یا دوری بچه هام رو تحمل کنم ؟

گفتم : این تصمیم رو فقط خودت باید بگیری ..من یا هر کس دیگه, نباید راهی رو به تو نشون بدیم ..این توان و آمادگی توست که اینجا راه رو نشونت میده ..

پرسید به نظرتون من کجای کار و اشتباه کردم ؟

گفتم لطفا خودتو مقصر نکن ..خطای یک زن مثل خطا های یک مرده مجوزی برای خیانت نیست ..به کسی حق نمیده که به خاطر خوش گذرونی و هوس,, زن و بچه ی خودشو زیر پا لگد مال کنه ..

ولی اینکه بخواهی پیش بچه هات باشی یا زندگی خودتو انتخاب کنی فقط با خودته ...

گفت: اگر شما جای من بودین چیکار می کردین غرور آدم چی میشه ؟ با این خفت و خواری پیش کسی که تا مدتی پیش تمام عشق و امیدت بود  زندگی کردن مرگ تدریجی نیست ؟  

گفتم : می دونم خیلی سخته ..یک سئوال ازت می کنم بعدا در موردش خوب فکر کن  امیدی به برگشتن شوهرت داری ؟ اگر بیاد تو اونو می تونی ببخشی ؟

گفت : مسلماً نه  هرگز دیگه اون جایگاه رو برای من نداره ولی فکر نمی کنم بیرون از اون خونه دنیای بهتری برای من باشه ..در عین حال نمی خوام بچه هام زیر دست اون دختر بچه ی فاسد بیفتن ......

گفتم پس فکراتو بکن و دوباره بیا با هم حرف بزنیم تا به نتیجه برسیم ..







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #انجیلا 💘💘

#قسمت_بیستم و دوم- بخش چهارم





یک مرتبه تو راهرو سر و صدای و گریه یک بچه رو شنیدم ....

حرف هامون تموم شده بود گفتم : پس شما برو تصمیم بگیر ولی  تا با من حرف نزدی کاری نکن لطفا ..الان شوهرت گوش شنوا نداره اوضاع بدتر میشه ...و خودم رفتم ببینم چه خبر شده  خانم دکتر مرندی  یک بچه تو بغلش بود و داشت آرومش می کرد .. ..

همه می دونستیم که اون دوتا بچه ی بزرگ داره که خارج از ایران درس می خونن ..

با تعجب پرسیدم بچه ی کیه خانم دکتر ؟ قبل از اینکه بتونه حرف بزنه بغض کرد و به گریه افتاد و با همون حال گفت : یکی از آشنا های دور ما تو جلفا زندگی می کردن داشتن میومدن تبریز دیشب تصادف کردن همه مردن .. همین بچه مونده ..

برده بودنش هلال احمر رفتم دیدم تب داره و حالش بده ..دارم می برمش دکتر اومدم سر بزنم و برم ..

گفتم: بدین به من می برمش من کارم تموم شده ..

گفت: زحمتت نمیشه ؟ خدا خیرت بده ...بچه رو بغل کردم و دیدم  از شدت تب داره می سوزه ...

دختر قشنگی بود ولی خیلی لاغر و نحیف و کنار لبش پاره شده بود خیلی دلم براش سوخت و به گریه افتادم ..با عجله اونو رسوندم به دکتر ..دواهاشو گرفتم ..با خودم فکر کردم الان این بچه رو کجا ببرم که استراحت کنه ..

مردد بودم اونو به سینه ام فشار دادم ...یک حس عجیب تمام وجودم رو گرفت ..

انگار گمشده ی خودمو پیدا کرده بودم ..صورت تب دارشو  نوازش کردم گفتم عزیزم ..

کوچولوی قشنگ نگران نباش تنهات نمی زارم ....تو از این به بعد مال منی ..

تو رو به کس دیگه ای نمیدم ...خدایا تو داری با من چیکار می کنی ؟

دست تو رو می ببینم تو این دختر رو سر راهم قرار دادی ؟...

خدایا اگر این بچه رو دادی تو بغل من ازم پس نگیر .....







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #انجیلا 💘💘

#قسمت_بیستم و دوم- بخش پنجم




از برگشتن به مرکز منصرف شدم و بردمش خونه ی خودم ..تو بغلم بود به هیچ عنوان دلم نمی خواست اونو از خودم جدا کنم ...

بعد فکر کردم چیزی ندارم که شکمشو سیر کنم ..زنگ زدم به آنا و ماجرا رو گفتم و ازش خواستم بیاد به من کمک کنه  ...

آنا و بابا زود خودشو رسوندن  ..بچه رو گذاشتم پیش آنا و گفتم باید برم براش خرید هیچی نداره ...زود میام ..

واقعا اون زمان  می خواستم وسایل اولیه ی نگهداری از اون بچه رو بخرم ....

ولی وقتی چشمم افتاد به وسایل بچه ..بی اختیار خریدم و خریدم همه چیز از شیشه ی شیر و شیر خشک گرفته تا مقدار زیادی لباس ..وان حموم,, تخت و کمد و ساک بچه هر چیزی که مربوط به یک سیمونی می شد براش تهیه کردم و با ذوق و شوق برگشتم خونه ..و من حتی اسم اونم انتخاب کردم ..

مونس ..اون باید مونس من می شد خواهر آویسا ..

دلم می خواست وقتی آویسا رو میاوردم پیش خودم مونس هم باشه ....

وقتی رسیدم خونه ..با اعتراض آنا و بابا روبرو شدم ..وانتی که برای آوردن اثاث مونس اومده بود دم در بود و انا اجازه نمی داد وسایل رو ببرن تو خونه ... ..

برای اولین بار تو روی آنا ایستادم و داد زدم  لطفا برین کنار  می خوام نگهش دارم ..

اون دیگه مال منه به کسی نمیدم ..

آنا با ناراحتی گفت : بی خودی به دلت صابون نزن خانم دکتر مرندی چند بار زنگ زده و گفته بچه رو برگردونی باید تحویلش بدیم ..

گفتم : نمیدم خودم سر پرستی اونو می گیرم ..

گفت : آخه مادرمن اگر بخوای این کارو بکنی از راهش باید باشه سر خود که نمیشه  ..

مراحل قانونی داره ..تا طی نشه که بچه دست تو نمیدن ..بیا برو بچه رو تحویل بده بعد برای گرفتش اقدام کن .

گفتم : می تونن بیان  ازم بگیرن ..قسم می خورم امکان نداره بزار ببرنش نمیدم ...

آنا تلفن رو بر داشت به خانم دکتر زنگ زد و گفت : بدری جان اگر بچه رو می خوای بیا خودت ببر ..

انجیلا رضایت نمیده ازش جدا بشه ..






#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #انجیلا 💘💘

#قسمت_بیستم و دوم- بخش ششم






گوشی رو گرفتم و گفتم ..سلام تو رو خدا به حرفم گوش کنین این بچه مریضه ضعیفه ..بزارین من مراقبش باشم ..

یک کاری کنین سر پرستی اونو بدن به من خواهش می کنم قول میدم ازش مثل بچه ی خودم مراقبت کنم ..

گفت : گوش کن دخترم این طوری نمیشه ..من الان باید بچه رو بر گردونم,, تو بیارش بده من فردا صحبت می کنم ترتیبشو می دم .. چشم حتما سعی می کنم اونو بدن به تو ولی الان امانتِ دست منه ..

گفتم : راستشو می خواین نمیدم ..

بگین بیان اینجا خاطر شون جمع بشه .....

مثل اینکه متوجه شده بود حرف زدن با من فایده ای نداره گفت : گوشی رو قطع کن من الان خودم میام اونجا ..

وقتی اومد و دیدکه من حتی تو اون مدت کم اتاق مونس رو حاضر کردم و براش اسمم گذاشتم تحت تاثیر قرار گرفت ..و چند تا تلفن کرد و  اجازه گرفت موقتاً بچه پیشم بمونه ..

ولی از احمد خاطرم جمع نبود اصلا ازش نپرسیده بودم که تو این بچه رو می خوای یا نه ؟

منتظرش بودم تا بیاد و عکس العملش رو که می دونستم چندان خوب هم  نیست  ببینم ...

دل تو دلم نبود فکر می کردم اگر مخالفت کنه چطوری راضیش کنم ؟

دیر وقت شده بود و من همین طور که مونس بغلم بود منتظر بودم ..

تا  اون بالاخره اومد ..وقتی وارد شد و منو با بچه توی بغل دید از تعجب دهنش باز مونده بود ..

پرسید : قربونت برم انجیلا این بچه ی کیه ؟

خیلی قاطع  گفتم : بچه ی ما اسمشم مونسه ..

گفت : چی داری میگی .. من گفتم تو فوق العاده ای اما نمی دونستم تا این حد ...

ببین من چه زنی دارم اصلا نفهمیدم کی حامله شدی و کی به دنیا آوردی ...

درود به تو به همه میگم زن من معجزه گره حالا بیان ببینن ....

گفتم: احمد جان شوخی نمی کنم ..بچه پدر و مادرش تو حادثه فوت کردن ..

من اونو می خوام ..بیا سر پرستی اونو قبول کنیم بشیم پدر و مادرش ..

گفت : عجب اصلا نمی فهمم برام درست تعریف کن ببینم چی میگی....

این بچه رو از کجا آوردی ؟






#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

دوستان هنوز خودم نخوندم امروز كارگر دارم گفتم بيام فقط داستان و براتون بذارم بد قولى نكرده باشم بعد ميخونم نظرم و ميگم فعلا بأى دوستان عزيزم 🌹🌹🌹

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز