2777
2789
عنوان

انجيلا👩

| مشاهده متن کامل بحث + 106430 بازدید | 933 پست

داستان #انجیلا💘💘

#قسمت_چهلم و یکم-بخش پنجم







من سعی می کردم در هر فرصتی عواقب کا رو بهش گوشزد کنم ..

ولی اون طور دیگه ای فکر می کرد و متاسفانه روش به من باز شده بود .. از همون شب که من چهره ی واقعی اونو دیده بودم اونم سعی نمی کرد اون مهبدی باشه که من باهاش آشنا شدم یعنی تظاهر به چیزی نمی کرد  ...

دیگه تو خونه گاهی فحش می داد و چون خودش این شخصیت رو دوست نداشت از ما فرار می کرد ...

با تمام این احوال به تنها کسی که احترام میذاشت و باهاش مهربون بود من بودم ..

هنوز همون احترام و زبون خوش سابق رو با من داشت ولی طوری رفتار می کرد که گاهی ازش می ترسیدم ....شب ها اغلب تا ده و یازده شب بیرون بود  و می گفت : کار من اینطوری تازه جلسه ها و مذاکراتم سر شب شروع میشه ...و من در حالیکه یا بافتنی می بافتم یا تذهیب که نقاشی مورد علاقه ی من بود کار می کردم , منتظر و چشم براهش می موندم  ..

روز ها هم اصلا جواب تلفنم رو نمی داد..و این دلشوره و نگرانی منو از این که اون داره چیکار می کنه تو دلم انداخته بود ...

سرم با اون سه تا بچه گرم بود ..و امیر حسین و امیر محمد  خیلی زود تر از اون چیزی که فکر می کردم با من مهربون شدن و درست مثل مادرشون با من رفتار می کردن به خصوص امیر محمد ...

به محض این که امیر حسین امتحاناتش تموم شد ..مهبد فورا بلیط گرفت و ما رو برد دبی ..

می گفت یک سفر کاریه شما ها رو هم میبرم که یک آب و هوایی عوض کنین ...این بار پسرا هم با ما بودن ...و هم سفر های ما دوتا از خانواده ی معروف تهران بودن که با خانم هاشون اومده بودن ....

مهبد دوباره شده بود همون حاج  آقای شیک و تر و تمیز با لحجه ی عربی  ..و معلوماتی که پایان نا پذیر بود با هر کس مواجه می شد بنا بر اینکه اون شخص چیکاره باشه  باهاش همون طور حرف می زد ....و با ما هم با محبت  و مودبانه رفتار می کرد ..

دیگه نمی تونستم اونو بشناسم ...راست و دروغش رو از هم تشخیص نمی دادم ..و حتی شخصیت شو نمیشناختم ...

پیچیدگی رفتار اون منو سر در گم کرده بود ..تنها نقطه ی ضعف اون تایید و تحسین شدن از دیگران بود ...

وقتی تو دبی بودیم ..یک بعد از ظهر ما رو برد به یک مرکز خرید  ..

مونس هنوز شیطون بود مرتب می دوید این ور اون ور و امیر حسین عجیب نسبت به اون احساس مسئولیت می کرد ..گاهی لای لباس های فروشگاه  گمش می کردم ..و مدتی طول می کشید تا پیداش کنیم اون از این کار خوشش میومد ...

مهبد داشت برای امیر حسین و امیر محمد کفش  می خرید ..

مونس گفت : می خوام برم دستشویی ..

مهبد بچه هارو ول کرد و اونو بغل کرد رفت ....








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #انجیلا💘💘

#قسمت_چهلم و یکم-بخش ششم








امیر حسین گفت : انجیلا خانم من از این کفش  خوشم نمیاد , دوست ندارم بابا اصرار داره بخرم ..

گفتم : ولش کن بریم من خودم می برمت تا مطابق میل خودت بخری با پدرت هم  حرف می زنم ..

اون فکر می کنه این به صلاح توست خوبی تو رو می خواد و دوستت داره این کفش برند خوبیه  و پدر ت دوست داره تو داشته باشی  ... دست بچه ها را گرفتم و رفتیم دنبال مهبد ..و جلوی در ایستادم ..

درست پشت در بود شنیدم که با تلفن حرف می زنه ..

گوش دادم ..می گفت : شب میام عشقم ..الان دستم بنده ..چشم قربونت برم ..سر ساعت اونجام ...

تمام اون ساختمون رو به یک باره تو سرم کوبیدن ..در همون موقع مهبد اومد بیرون و چشمش به من افتاد ..و پرسید اینجا چیکار می کنین ؟ در حالیکه حسی به تنم نبود به زحمت آب دهنم رو قورت دادم وگفتم : حالم بد شده میشه منو از اینجا ببری ...

گفت : فدات بشم چرا عزیز دلم چی شدی ؟ ... می خوای برسونمت دکتر ؟

گفتم : نه بابا مال حاملگیه کلافه شدم ....

گفت : زدی تو ذوقم داشتم با مهندس آرا یی حرف می زدم و شوخی می کردم یک دفعه که تو رو دیدم خورد تو ذوقم ...دیدیش که مهندس آرایی رو ؟مثل اِوا خواهر ها حرف می زنه ..منم سر بسرش می زارم و قربون صدقه اش میرم ..

شنیدی داشتم چی می گفتم ؟

گفتم نه بابا من حالم بد بود تازه رسیدم که تو اومدی بیرون .....

نمی دونم باور کرد یا نه ..ولی رفتارش عادی نبود ..

قصدم این بود که وقتی از هتل رفت  تعقیبش کنم ...ولی اون اصلا اونشب از پیش من جایی نرفت ..و من فکر کردم که راست میگه و من اشتباه کردم ....

اما تا وقتی برگشتیم تهران صدای مهبد که داشت قربون صدقه ی یک نفر میرفت تو گوشم می پیچید ..و نمی تونستم فراموش کنم ...








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چقدر نفرت انگيزه مهبد فكر كنم انجيلا كارش پيچيده شد

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

گل بود به سبزه نیز آراسته شد. هرچی میکشه حقشه. ماشالله چه دختر اکتیوی هم هست جوجه کشی راه انداخته😓😓

گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟.... آنقدر محو که یکدم مژه بر هم نزنی؟ مژه بر هم نزنم تا که زچشمم نرود...... ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی..❤️
آخی دلم برابچه هاسوخت😢

اره منم دلم كباب شد😭

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
وای تو رو خدا کاش زودتر تموم بشه مردم از بس به این انجیلا فکر کردم 😫😫

پريسا بيشتر خندم كرفت ازت با اون شكلكات 😂😘

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
مردای پولدار چندتا زن نداشته باشن باید شک کرد.تصور کن دخی هم زنش باشه     انجیلا باید یه ...

بس كه بى جنبن اين مردا زنشون هرچه قدر خوشگل باشه بازم چشاشون كار مىكنه

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

خاله ريزه جون نمى دونم چرا ريپلاى نشدى عزيزم منم باشما موافقم راجع به انجيلا واقعا سومى رو ديگه خودش كرد

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
والا دیگه از بس اعصابم به هم میریزه شکلکام اینجوری میشه  خیلی بی ربطه نه 😉

نه بى ربط نيست عزيزم من إز اون شكلك خندم مى گيره 😘😍

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
چقدر این انجیلا ضعیف و احمقه واقعا حالم ازش به هم میخوره اینقدر بی دست و پا اجازه داده اون مرتیکه بج ...

عزيزم إز اين زنها كم نيستن هيچ جاى دنيا نمونش مامان اهورا

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز