2777
2789
عنوان

کم محلی جاری

403 بازدید | 21 پست

سلام بچها پسر برادرشوهر من دیروز صبح داشته میرفته مدرسه یه موتوری بهش میزنه سرش و دستش میشکنه من و شوهرم دیشب رفتیم عیادت جاریم یکم توهم بود گفتم اره چون صحنه تصادف رو دیده( جاریم جلو در بوده که بچش تصادف میکنه ) حالش نرمال نیست 

امشب با یکی از دوستامون بیرون بودیم برادرشوهرم زنگ زد ب شوهرم که خانواده ضارب اومدن رضایت بگیرن توهم بیا دوستمون هم گفت چه بهتر حالا که باهم هستیم بریم ماهم عیادت کنیم

وای بچها جاریم اصلاااا محل به من و خانم دوستمون نذاشت پیشمون نیومد بشینه پذیرایی مادرش انجام داد که اونم وقتی میوه برداشتیم دیگه اصلااا بهمون تعارف نکردن که بخورید و اینا

برادرشوهرم خیلی اصرار کرد شام بمونید من خیلی گفتم بریم قبول نکردن جاریم اصلاااا محل نذاشت سر سفره کنارمون ننشست غذا بخوره مامانش گفت نون بذار تو سفره گفت هست کافیه سه تا دونه نون بود برا ۷ نفر ادم

هررچی اصرار کردیم بیا شام بخور گفت اشتها ندارم

بعد از شام هم نشست سرش و کرد تو گوشی خودشو سرگرم گوشی کرد

( برادرشوهرم ب ضارب‌ها رضایت داده بود جاریم ناراضی بود میگفت بچم اسیب دیده چرا رضایت دادی)

ممکنه بخاطر جریان تصادف و رضایت ناراحت بوده که این رفتارا رو داشته یا واقعا از حضور ما ناراحت بود ک محل نذاشت

اشتباه کردی رفتی وااا 

دوستت رو برداشتی بردی خونه مردم اونم توی شرایط روحی اون بنده خدا توقع محل گذاشتنم داری 


بعدم چرا دوستت رو بردی رو چه حسابی 


خدایا خودت پشت و پناهم باش

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

احتمالا از شوهرش ناراحت بوده با بی محلی ب شما خواسته شوهرشو اذیت بده😄

حالا رفتید و این از نظر منه:وقتی خونه ای توش مریض دارن،قطعا حال و حوصله زیادی ندارن برای مهمون و مهمونی و...🥲

اگرم بحث عیادته،بنظرم هر چقدرم اصرار کنن،نباید شام موند

البته شاید اونام زیاد میان خونه شما🤔

ارزوهاتو فالو کن🙃💚مطمئن باش یروز بک میدن🙂
اشتباه کردی رفتی وااا دوستت رو برداشتی بردی خونه مردم اونم توی شرایط روحی اون بنده خدا توقع محل گذاش ...

دوست خانوادگی هستیم باهاشون مسافرت رفتیم همگی خانم دوستمون با جاریم هم دوسته میخواستن عیادت کنن

احتمالا از شوهرش ناراحت بوده با بی محلی ب شما خواسته شوهرشو اذیت بده😄حالا رفتید و این از نظر منه:وق ...

والا من اصلااا نمیخواستم بمونم برادرشوهرم خییییلی اصرار کرد هرچی شوهرم گفت نه نمیمونیم چاره نشد

میگفتن چون اون دوستمون اومده عیادت بار اول هم هست میاد خونشون زشته بدون شام بره

کاش تو اون موقعیت نمیرفتین خونشون فکر میکنم کارتون اشتباه بود تازه شامو موندین هر چیم اصرار کرد نبای ...

والا من اصلا راضی ب موندن نبودم خدامیدونه سه چهارتا لقمه هم بیشتر از گلوم پایین نرفت بخاطر رفتارش

ولی خب هم ما و هم دوستمون بخاطر عیادت رفته بودیم مثلا ب هوای دورهمی نرفته بودیم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792