2777
2789

در حال فکر کردن و مرور خاطرات 😁

    خدا قشنگ میچینه؛❤️🌱                                          ”در کنار ساحل قدم می‌زدم و می‌خواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد.جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم، نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است.با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی‌ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم، دیدم که چقدر بیهوده بوده است!ولی آیا اگر به سمت آن شی بی‌ارزش نمی‌رفتم، واقعاً می‌فهمیدم که بی‌ارزش است یا سال‌ها حسرت آن را میخوردم! جواب کامنت های منفی رو نمیدم 🦋🌱

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

تو عروسی پسر داییم که خواستگار سابقم بود با یه پسر آشنا شدم که پسرخاله ی پسرداییم بود و من تا حالا ندیده بودمش مثل پرنسس باهام رفتار میکرد خیلی خوشحال بودم 

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو کردی با ما      تو بمان و دگران وای به حال دگران

با پسر آشنامون رفتم شهربازی خیلی حواسش بهم بود بهم محبت میکرد احترام میذاشت در ماشینو واسم باز میکرد می‌بست ذوق کردم 😐😭❤️سوار چیزای ترسناک شدیم من جیغ میزدم میترسیدم اونم میگف آروم باش فلان...حتی گفت دستمو بگیر منم راحت نبودم بیشتر میترسیدم همش میگف خوبی حالت خوبه خیلی خوب بود حواسش بهم بود خوشحال شدم 

    خدا قشنگ میچینه؛❤️🌱                                          ”در کنار ساحل قدم می‌زدم و می‌خواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد.جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم، نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است.با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی‌ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم، دیدم که چقدر بیهوده بوده است!ولی آیا اگر به سمت آن شی بی‌ارزش نمی‌رفتم، واقعاً می‌فهمیدم که بی‌ارزش است یا سال‌ها حسرت آن را میخوردم! جواب کامنت های منفی رو نمیدم 🦋🌱

خب بعدش

آخر عروسی اومد گفت باید شمارمو بگیری منم. ناز کردم اونم تا دم در خونمون اومد بعد کم کم آشنا شدیم و هر روز قرار و بعد هم ازدواج 

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو کردی با ما      تو بمان و دگران وای به حال دگران
با پسر آشنامون رفتم شهربازی خیلی حواسش بهم بود بهم محبت میکرد احترام میذاشت در ماشینو واسم باز میکرد ...

حس خوبیه اما نه از طرف یه پسر غریبه... چون اغلب منشا این احساسات هیجاناته و پایدار نیست 

؟؟ 

حس خوبیه اما نه از طرف یه پسر غریبه... چون اغلب منشا این احساسات هیجاناته و پایدار نیست

هممم داشت مخ میزد 😐ذوق کردم از رفتارش ولی باهاش اوکی نبودم 

    خدا قشنگ میچینه؛❤️🌱                                          ”در کنار ساحل قدم می‌زدم و می‌خواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد.جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم، نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است.با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی‌ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم، دیدم که چقدر بیهوده بوده است!ولی آیا اگر به سمت آن شی بی‌ارزش نمی‌رفتم، واقعاً می‌فهمیدم که بی‌ارزش است یا سال‌ها حسرت آن را میخوردم! جواب کامنت های منفی رو نمیدم 🦋🌱

الان زندگیتون چطوره

افتضاحه آقا بعد ده سال قبلش یاد هندستون کرد و رفت با زن شوهر دار بهم خیانت کرد الآنم رفته با زنها منم تک و تنها با دخترم 

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو کردی با ما      تو بمان و دگران وای به حال دگران
😍😍چقدر قشنگ میشه بگی دقیقا چطور بود

ما با کاروان رفتیم

غروب رسیدیم سامرا گفتن تا فردا صبح حرکت نمیکنیم

بعد از زیارت مامانم رفت استراحت کنه

منم تو این مدت کنار ضریح نشسته بودم

تو دلم افتاد که با خادم اونجا حرف بزنم

عراقی صحبت میکرد ولی فارسی رو متوجه میشد 

بعد از احوال پرسی اسمم رو پرسید بهش گفتم خیلی خوشش اومد بهش گفتم میشه تو این مدت که اینجام 

خادمی کنم 

خیلی خوشحال شد 

بهم پارچع ای داد اشاره به ضریح کرد 

رفتم اونجا رو تمیز کردم 

با هم جارو زدیم 

بهم پر خادمی داد باهم به زائرا خدمت کردیم

واقعا بهترین لحظه ها بود 

موقع خداحافظی 

بغلم کرد کنار ضریح به زبون خودش کلی دعام کرد 

اخر هم عطر حرم به اون پارچه زد داد بهم متبرک

چقد که قشنگ بود

هفته اخر اردیبهشت ۱۴۰۳

🥲❤

و دویدُ افتاد اما بلند شد، باید می رسید!🌱'

ما با کاروان رفتیمغروب رسیدیم سامرا گفتن تا فردا صبح حرکت نمیکنیمبعد از زیارت مامانم رفت استراحت کنه ...

یه لحظه خودمو گذاشتم جای شما... واقعا حس نابیه انشاالله قسمت بقیه و دوباره قسمت ‌شماهم بشه❤️

؟؟ 

یه لحظه خودمو گذاشتم جای شما... واقعا حس نابیه انشاالله قسمت بقیه و دوباره قسمت ‌شماهم بشه❤️

فداتشم 

ان شاءالله قسمت شما هم بشه به زودی همینجا تعریف کنید 😇

و دویدُ افتاد اما بلند شد، باید می رسید!🌱'

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   پولدارخوشحال  |  52 دقیقه پیش
توسط   zaraaaaaaaazz  |  53 دقیقه پیش