2777
2789

از پارسال یه اقایی از فامیل خیلی دور بابام رو دوست داشتم

یکسال تموم هی چکش میکردم 

رویا پردازی

فکر و خیال

شب قبل خواب ساعتها فکر

حرف زدن دربارش با دوستام 

دوستاشو فالو کردم همکاراشو فالو کردم 

فکر میکردم تو این تایم و تو این یکسال با کسی نباشه چون هیچی نمیزاشت

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چقد هی فکر کردم گفتم برم ابراز علاقه کنمدوستام نشوندنم سرجاشدستشون درد نکنهچقدر ضایع می شدم واقعا

میفهمم خداروشکر بخیر گذشت، طول میکشه تا فراموشش کنی منم مثله تو بودم روزی که فهمیدم دوست دختر داره و حسی به من نداره خیلی شکستم حتی نمیتونستم از تختم بیرون برم مامانم فکرکرد مریض شدم سخت بود ولی خداروشکر گذشت 

اشکال نداره عزیزم تلنگری شد برای اینکه به خودت بیاد و دست از خیال و رویا برداری. 

پیچش رو حذف کن خودت رو با کارای مختلف و کلاس و درس و شغل و اینا سرگرم کن به مرور تو ذهنت کمرنگ میشه و فراموش میکنی. 

میفهمم خداروشکر بخیر گذشت، طول میکشه تا فراموشش کنی منم مثله تو بودم روزی که فهمیدم دوست دختر داره و ...


حس میکنم هیچوقت فراموش نمیکنم

چقد دلم برای خودم میسوزه خیلی اسکلم 

حس میکنم هیچوقت فراموش نمیکنمچقد دلم برای خودم میسوزه خیلی اسکلم

منم همین فکرو میکردم ولی الان دیگه اصلا برام مهم نیست اون آدم، همش میگم خداروشکر حرفی چیزی بهش نزدم، وقتی یادت بیاد وقتایی که تو همش تو فکرش بودی اون با دوست دخترش بوده اول از دست خودت عصبانی میشی بعد کم کم فراموشش میکنی 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792