از پارسال یه اقایی از فامیل خیلی دور بابام رو دوست داشتم
یکسال تموم هی چکش میکردم
رویا پردازی
فکر و خیال
شب قبل خواب ساعتها فکر
حرف زدن دربارش با دوستام
دوستاشو فالو کردم همکاراشو فالو کردم
فکر میکردم تو این تایم و تو این یکسال با کسی نباشه چون هیچی نمیزاشت