این نامزد من خیلی تنومنده یعنی ۱۸۵ قد با وزن ۹۷ کیلو بعد وقتی میشینه یه عادت داره میگه دستامو بگیر بلند کن
منم میگفتم نمیتونم چون همش پنجاه و دو کیلوام یبار گفتم گناه داره حالا بذار دستاشو بگیرم بلند بشه اونم همه وزنش رو انداخته بود رو من وسط راه دیدم سنگینه ولش کردم با کمر خورد به دیوار 😎 منم این وسط خندم گرفته بود. بعد خواهر شوهرم اومد گفت واااای چه وحشتناک اگه داداشم قطع نخاع شده بود چی منم خیلی حرصم گرفته بود آروم گفتم خب به کتفم اون شنید و بعد بهم گفت گستاخ منم کیفم رو برداشتم اومدم خونه خودمون الآنم با هم قهریم هنوز حالا قراره آخر هفته ببینمش چه برخوردی کنم