دردی که میکشی، اشتباهی که میکنی، اشکی که میریزی، حرفی که میشنوی، حس بدی که میگیری، عشقی که نمیگیری، آدمی که از دست میدی، آرامشی که نداری، محبتی که نمیبینی، انتظاری که میکشی، درون ریزیای که داری، قضاوتی که میشی، آرزویی که دفن میکنی، امیدی که خاک میکنی برای هیچکس مهم نیست؛ زور الکی نزن....چقدر این متن از فروغ فرخزاد موده:«هیچ چیز راحتم نمیکند. نه دریا، نه آفتاب، نه درختها، نه آدمها، نه فیلمها، نه لباسهایی که تازه خریدهام. نمیدانم چه کار کنم. بروم و سرم را به درختها بکوبم، داد بزنم، گریه کنم؛ نمیدانم
تمام دیشب بیدارم همسایه دیواربه دیوارمون دارن طبقه جدیدمیسازن ازدوشب شروع کردن به آهن جوش دادن سرصداهای وحشتناک قشنگ میکوبن پشت دیوار برق جوشکاریشون هم تواتاق بود اومدم پذیرایی همچنان سر وصداس دیگه الان زنگ زدم به ۱۱۰ هنوز هیچ گه..نخوردن بدجور عصبی ام خوابم میاد😭