یهو یعدم اومد گفتم تاپیک بزنم نظرات دوستان رو بدونم
عروسی خاهر شوهرم نزدیکه
شوهرم و خانوادش قهرن
ما رو بیرون کردن از خونه نصف شبی سر هیچی ( این بار سومشون بود اینکارو میکردن)
منو شوهرم کوتاه میومدیم
الان عروسیه یه ماه دیگ
کسی به شوهرم زنگ نزده هنوز منظورم پدر و مادرشه
6 ماه قهرن
خاهرشوهرم دیروز زنگ زده ب شوهرم ک باید بیایی بخاطر من
شوهرم گفته نه نمیخام بابا و مامان و ببینم حالم ازشون ب هم میخوره
دختره هم گفته قرار نیست بیایی عروسی مامان و بابا ک
میایی عروسی من
پس ربطی ب اونا نداره باید بیایی وگرنه دلخور میشم
شوهرمم گفته چشم
بعدش شوهرم ب بابام گفته بابامم گفته اگ میخای بری برو ولی بنظرم نرو چون انقدر خوردت کردن و کوچیکت کردن نبابد بیایی
غرورتو بزاری زیر پا
صاحب عروسی قهره چجوری میخایی بری!!!!!
ولی شوهرم بهم گفت بابا گفته برید!!!!! دیگ نگفت اولش گفته نرید و فلان
فکر کنم ته دلش میخاد بره و خودشم میگ باید بریم بخاطر خاهرم
امروز هم با مامانم حرف زدم میگ چقدر شما ها پروویین بیرونتون کردن خوردتون کردن
پیش داداش و خاهراش کوچیک شده باز میخایین بیایین!!!
منم گفتم این مسئله ب همسرم مربوطه اون باید تصمیم بگیره نه من
هر وقت نوبت عروسی خاهر یا برادرم شد میتونم حرف بزنم
الان فقط در حد پیشنهاد میتونم حرف بزنم
گفتن والا چی بگیم میخایین برین برو!!!
شما نظرتون چیه؟
تروخدا بگید 🌱🌸