کسی نگفت راحته!
من اولین تجربه کاریم تو یه شرکت اینترنتی بود بعنوان حسابدار قرار بود کار رو بهم یاد بده حین آموزش یه حقوق خیلی کمهمبهمبدن شه ماه اونجامکار کردم هر روز این نود روز روگریهکردم طرف بد دهن و بیشعور بود و نهایتا نتونستم تحمل کنم اومدم بیرون رفتم شکایتشو کردم حقوقمو گرفتم تهدیدم کرد که نمیذارم کار کنی و همینکارم کرد بعد از اون رفتم تویه عمده فروشی بعنوان حسابدار مشغول شدم سر یه هفته زیرآبموزد گفته بود مندزدم ! بعد از اون تویه عکاسی کار گیر آوردم اومد عکاسی روروسرش خراب کرد عکاسه داشت سکته میکرد گفت من دنبال دردسر نیستم دیگه نیا🫠
بعد رفتم تو شهرک صنعتی یه محیط مردونه که وقتی منو میدیدن کامل برمیگشتن نگاه میکردن ببینن این خانم کیه اینجا وچیکار داره . اونجابا یه شرکت حسابرسی قرارداد بستم کار بهم یاد بده و بفرستتم تو کارخونه ها کارکنم روزی پنجتاکارخونهمیرفتم با یه حقوق مسخره تازه بعد یکسال تونستم خودم کار بگیرم و مستقل بشم در کنارش فروشندگی هممیکردم و آرایشگاهم میرفتم آزمونممیدادم .
میدونی نمیخوامبگممنخیلی قوی بودم میخوام بگم کار هست ولی برای اونی که بهاشو بده و بهاشم کمنیست یا باید پارتی و سهمیه داشته باشی که من نداشتم یا باید سمجباشی ، چاره تی نداشتم جز اینکه سمجباشم