زیاده تاصبحم بگم کمه خاهر اولیت حسادتش اینجاشروع شد ک ازمن روزی ک شوهرم اومدخاستگاریم خوشش نیومد هرکارکردنتونس راضیش کنه ک منو بزاره کنار میگف بدردنیمخوره مطلقه اس توم ول میکنه و منی ک۷ساله دارم باتموم مشکلات وزورگوییاش و کتک زدناش وبدهلقیاش صبوری میکنم هرروز بیشتردیروز دوسشمیدارم وترس ازاین دارم یروز دلموبزارم زیر پا
واخریش دلخوش بودن از سقطی ک داشتم وبجادلداری ترغیبم میکرد بچه نیارم دیگه بدردنمیخوره دردداره و فلان منم ک کامل گنار گذاشتمش