2777
2789
عنوان

شوهرم😩😔

| مشاهده متن کامل بحث + 783 بازدید | 33 پست
🥺🥺🥺🥺 درکت میکنم شوهر منم تو این چیزا خودخواه ولی من رو نمیدم بش

منم نمیخام رو بدم اما بااتوبوس نمیتونم برم خطر داره وگرنه همین امروز رفته بودم اخر هفته هم مراسم سال داییمه که فوت شده نمیفهمه برداشته بهم میگه سال داییت اینقدر مهمه؟په نه مهمونی هر هفته چرت مادرتو مهمه به خدا خیلی ناراحتم دلتنگ خونوادمم اینم هی میندازه عقب

چون دلیلش مهمونی مادرشه و بهونه پول میکنه واقعانمیخوام به اون مهمونی برم این چندهفته رو زهرمارم کردن ...

وقتی میدونی دلیلش چیه و چاره ای جز تحمل نداری پس خودت قضیه رو بغرنج تر نکن تا راحت تر کنار بیای میدونم سخته ولی تو میتونی بخاطر نی نی خودتو ریلکس کن

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

من چند روز پیشازمایش دادم اشکالنداره امروز برو ازمایشتو بده شنبه ب امید خدا برو خونه پدرتطبق تجربه ا ...

امروز موقعش نیست زنگ زدم گفتن زوده سر تایم خودش بیا 

منم نمیخام رو بدم اما بااتوبوس نمیتونم برم خطر داره وگرنه همین امروز رفته بودم اخر هفته هم مراسم سال ...

خدا کمکت کنه خیلی سخته

آره الان که حامله ایی بفکر بچت باش ولی بعدش رفتارت عوض کن

      

وقتی میدونی دلیلش چیه و چاره ای جز تحمل نداری پس خودت قضیه رو بغرنج تر نکن تا راحت تر کنار بیای میدو ...

من ونی نی که ریلکسیم ولی میخام زهرمار اونم کنم این مدت هی گفتم اشکال نداره اشکال نداره دوهفتس منو چشم انتظار گذاشته انتظار خیلی سخته ها دقیقا دوروز مونده به رفتن میندازه یه تایم دیگه

خدا کمکت کنه خیلی سختهآره الان که حامله ایی بفکر بچت باش ولی بعدش رفتارت عوض کن

الان بچم برام اولویته حالمونم خوبه ولی به شوهرم و خونوادش نمیخام محل بدم و زهرمار شوهرم کنم این هفته رو باروی خوش این ادم نمیشه 

مهمونی رو هم برو، از شما که توقع کمک ندارند، خیلی محترمانه و شیک و دوستانه و صمیمی با اونها و مهمون ها برخورد کن و خوش بگذرون. مطمئن باش بعدش شوهرت زود می بره تو رو شهرستان. هم به حرف و خواسته مادرشوهر و شوهر احترام گذاشتی و هم ارزشت رو بالا بردی!

با گریه و ناراحتی و لجبازی به جایی نمی رسی، با سیاست عمل کن.

من ونی نی که ریلکسیم ولی میخام زهرمار اونم کنم این مدت هی گفتم اشکال نداره اشکال نداره دوهفتس منو چش ...

از قدیم گفتن تا ی بند انگشت حرص نخوری نمیتونی ی کف دست حرص بدی! اینجوری فکر کردن واقعا به مرور آدم رو مریض میکنه بدون اینکه بدونه منشأ ش چیه. حالا خوددانی عزیزم 

هفت مااااااه ؟؟؟؟؟؟؟؟خوب زن حسابی پاشو برو شاید شوهرت تا اخر عمر خواست وردل ننش بمونه

خواستم برم زدو باردار شدم دکترم گفت فعلا نرو دیگه الان سه ماه شده میتونم برم ازطرفیم موندم ببینم شوهرم ازرو میره پاشه بیاد خونش

مهمونی رو هم برو، از شما که توقع کمک ندارند، خیلی محترمانه و شیک و دوستانه و صمیمی با اونها و مهمون ...

ای خواهر خیلی خوبی تو هفته گذشته مهمونی بود منم دکتر گفته خیلی سرپا نمون واینا موقع پهن کردن سفره کمک کردم بعد شام گفت هیچکی کار نکنه عروسم خودش همه ظرفارو میشوره هیچ کیو نذاشت اخر وسطاش زندایی شوهرم دلش سوخت اومد کمکم همون شب خونریزی افتادم دکتر گفت به خاطر کار زیاده بااینکه دختر خودشم بود 

یه سوال تو خونه مادر شوهرت زندگی می کنی؟

نه بس که زنه بدیه به پیشنهاد خوده همسرم خونمون بردیم شهر دیگه اما بنا به یه مسائل شخصی و کاری مجبورم شدم این سری زیاد بمونم اینجا

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792