من کلا راضی نیستم این هنوز سه هفتس عقدیم دیروز جلوشو نمیگرفتم همه کارا رو میکرد
چون پسش زدم و دید ناراحت شدم
رفتیم حیاط اتیش درس کرد نشست رفتم دستشو گرفتم یه قطره اشک چکید گفتم این چیع بغلم کرد گریش گرف گف ببخشید دست خودم نیس نتونستم خمودمو کنترل کنم
یلحظه فک کردم گناه کردم اصلا