خیلی گذشته سختی داشتم با وجود اینکه درسم خوب بود خیلی ولی دوران کنکور دچار افسردگی شدم خیلی تحقیرم کردن تنهام گذاشتن پدرم پول نداشت خرجم کنه و اطرافیان سمی رو نگم و مجبور شدم رشته حسابداری رو بخونم که اصلا علاقه نداشتم اونم شهریه شو مجبور بودم از یارانه خودم بدم و واحد کم میگرفتم تا خدا شوهرمو سر راهم قرار داد و ازدواج کردیم مرخصی گرفتم نشستم کنکور انسانی دادم فرهنگیان مجاز شدم و نشد که بشه چون بومی نبودم امتیازم خوب نشد و بعدش بارداری و زایمان الان از زندگیم رضیم اما حس میکنم یه چیزی کمه من عاشق فیزیوتراپی بودم و نشد بهش برسم شوهرم میگه کمکت میکنم اما خب من شهر غریبم و شوهرم پنج عصر از سرکار برمیگرده دخترمم ۸ماهشه خیلی دوست دارم به آرزوم برسم بدون در نظر گرفتن موانع و سنم میشه بهم انگیزه بدید؟
امیدوارم سال بعد همین روزا بگم شد مطمئنم که میشه و دور نیست