از اول که نامزد کردیم خیلی دوسش داشتم فک میکردم مهربونه اما ی مدت بعد اون روی بدشو نشون داد همش راجب همه چیز دخالت میکنه چون شوهرم خواهر نداره میگه من مثل خواهرتم
الان چهار ماهه عروسی کردم وقتی بعد دوماه پاگشام کرد با مادرشوهرم جفت شدن تیکه مینداختن چرا فلان فامیلتون و دعوت کردید فلانی شاباس نداد.... امروزم سرخود خودشو شام دعوت کرد زنگ زد گف دارم میام نمیدونم چرا شوهرم انقدر بهش رو داده پرو شده بچه اسم کوچیکه کل خونمونو ب گوه کشید