**** لطفا نگید خرافاتی*****
من بچه که بودم توی خواب راه میرفتم و صحبت میکردم و این ماجرا تا سال ها ادامه داشت
مادر بزرگم قدیم میره پیش یه فالگیر میگه برای من سرکتاب باز کنه و از این صحبتا
طرف میگه این بچه وقتی خیلی کوچیک بوده روی یه قبر که تازه مرده گذاشته بودن توش، خورده زمین و یه سری مشکلات ماورا طبیعی براش پیش اومده
باید دعا بگیرید
مادر بزرگم به مادرم میگه، مادرم میگه اره دقیقا فلان زمان همین اتفاق افتاد ولی اصلا دلم نمیخواد دعا همراه بچم باشه و به این چیزا اعتقاد ندارم
خلاصه زمان میگذره . الان حدودا 30 سال گذشته و بی اغراق میگم که من همینطوری روز به روز مشکلات بیشتری توی زندگیم پیش میاد
حتی هنوز هم یه چیزایی به نظرم میاد. میترسم.
بچه هاتون رو نبرید قبرستون. مخصوصا عصر و غروب. اصلا نبرید