2777
2789
عنوان

خسته شدم

| مشاهده متن کامل بحث + 633 بازدید | 64 پست
اخه کاری هم نکردم فقط احترامشون رو داشتم از هر نظر بهشون رسیدم کاراشون رو شوهرم راه میاندازه

خوب وقتی در مقابل بدی هاشون خوبی کنی همین میشه من باشم دیگه تحویلشون نمیگیرم تا درست شن،بالاخره پدر و مادرم در مقابل فرزنداشون مسئولن نمیشه که به یکی برسن و یکیو راه ندن

بهترین نوع ممکن خودت باش

چرا اخهء؟مگه بهشون بدي چيزي كردين؟

هیچی والا حتی دوران عقدم چدرم کتابهای منو از انباری پرت میکرد پایین میگفت اینا رو ببر خونه خودت نزدیک عروسیم بود انقدر گریه کردم که حد نداشت

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

خوب سعي كن كمتر رفت و امد كني.اما تو هميشه بهشون محبت كن و جواب بدي رو با خوبي بده يه روزي  پشيمان خواهند شد.خوشبخت باشيد

يه صلوات بفرستين برا شفاي همه ي بيمار ها 😞🙏🏻
نزدیکم بهشون یه خیابون فاصله داریم

هر چقدر هم نزدیک باشی نرو سرتو با چیزای دیگه گرم کن تا بهشون فکر نکنی خودت باید برای خودت احترام بخری خدا رو شکر که شوهرت خوبه و اهل سو استفاده نیست

بهترین نوع ممکن خودت باش

خیلی کم برو خونشون هر چن ماه ی بار

والا شوهرم بعد بیست روز هفته پیش رفت خونشون سر سفره بی احترامی کردن خیلی کارشون زشته .اونم یه لقمه خورد دیگه دست نزد 

بعد اومد تو خونه اعتراض کرد؟ میشه بگی بی احترامیا در چه حدیه؟

اصلا یک بار اعتراض نکرده مثلا به شوهر دحتر خاله ام دامادمون بابام یکی یکی تعارف میکنه بجز شوهر من .اونم چن بار 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز