الان میزارم
یکی از دوستاش زنگ زد بهم سلام و علیک گفتم میخوایم باغ فلانی هم دور هم جنع شیم یه شب هم تولد بگیریم برای امیر ، اگه دوست داری بیا خودتم ولی تعارف الکی بود چون تو صحبتاش گفت خودمون مردونه ، زنگ زدم برادرشوهرم گفت اره به منم زنگ زدن حالا تو اگه دوست داری بیا بلاخره زن متولدی 😂
من دلم خوب نیوفتاده دوست ندارم تنها بره یعنی اصلا دوست ندارم تو اون جمع باشه دوستاش کرم دارن حسودن چیکار کنم نره
از عصر سر درد گرفتم و استرس