تو تاپیکای قبلیم راجع به خواهرم گفتم از اینکه چقدر بهم حسودی میکنه و دائم در حال مقایسه ی زندگیامون هست تو این مدت که من اومدم خونه ام خیلی سرد برخورد میکنه باهام و هرچی ازش میپرسم تند جوابمو میده، الان چند روزه بهم گیر داده که من ضامن وام ازدواجش بشم ولی من نمیخوام چون میدونم از پسش برنمیاد اصلا هم مسئولیت پذیر نیس شوهرشم خودشو کشیده کنار حتی وام خودشو برنداشته میگه حوصله این مسخره بازیارو ندارم.
الان خواهرم از مادرم پیغام فرستاده که یا باید ضامن بشم یا کلا قیدشو بزنم حتی حق ندارم مراسمش برم😔 توروخدا بهم بگین چی بگم بهش؟ چیکار میتونم بکنم؟