عزیزم خیلی درکت میکنم چون منم دقیقا این احساسی ک میگی داشتم
و انقدر فشار اورد زندگی رفتم
بعد ی روز من ازساعت ۷ونیم صبح سرکار بودم تا ده و نیم شب
پریودم شدم صبحش
شب از سرکار اومدم شوهرم سراینکه شیرموزها شیرین نبود زد پارچو شکست.
انقدر دعوای بدی داشتیم اون شب من انقدر حرص خوردم و گریه کردم که ۵کیلو وزن کم کردم روز بعدش ک رفتم سرکار همکارام میگفتن چه مشکلی پیش اومده واست ک انقدرلاغر شدیتوی یک شب.
بعد تو دعوا شوهرم بهم میگه تو تو سر کار رفتنت داستان داری.
من یک هزار تومن واسم نمیمونه.همش میره رو قسطامون ازاخرم اینجوری میگن.
پس به نظرمن بری کلاس وقتتو با باشگاه و کلاس پر کنی بهتره.
به قول معروف زنی ک خرج داره ارج داره.