خیلی مهمه لطفاً تا آخر بخونید
منو پارتنرم تا چند وقت دیگه به صورت رسمی میخوایم نامزد کنیم و مشکل بزرگی که هست اینه هر دو توی دو شهر متفاوت از هم با فاصله ۸۰۰ کیلومتر هستیم
تا الان میومد هر چند ماه یکبار شهرمونو منو میدید اما حالا که همه چیز جدی شده خیلی اوضاع پیچیده شده
اون سه تا خواهر داره و یه خانواده خیلی صمیمی و فامیلهاشون همه پشت همدیگه هستند و ارتباط زیاد و صمیمی با هم دارن
(اهواز زندگی میکنن)
و من تک بچه هستم و از کل دنیا یه پدر و مادرمو دارم و خودم کرج زندگی میکنم....
توی تمام این مدت حرف از این بود که پارتنرم بیاد شهر ما زندگی کنه و تا الان همه چیز اوکی بود ا نمیدونم چی شده که از این موضوع ترسیده میگه من و خانوادهام وابستمو به خاطر شکستهایی که توی گذشتم خوردم خیلی برام سخته بتونم تو شهر غریب زندگی کنم
میگه من خانوادمو دوست دارم و نمیتونم ترکش کنم پس تو باید بیای اهواز با من زندگی کنی!!
و این اصلاً منطقی نیست یعنی چی که خانوادمو دوست دارم خب منم خانوادمو دوست دارم این چه حرفیه!؟
من تک بچهمو پس فردا خانوادهام به من احتیاج دارن تو دوره پیری و باید یه دختر باشه دستشونو بگیره نه ؟
اما اون حداقل سه تا خواهر و کلی فامیل داره که پشت همدیگه هستند و خانوادش تنها نیستند و میتونه بیاد شهر دیگه زندگی کنه و اصلاً مسئلهای نداره!!!
و اگر نتونه بیاد شهر ما برای زندگی نه من میتونم برم اونجا نه خانواده من راضی میشن💔 خودمم واقعاً نمیتونم پدر و مادرمو ترک کنم برم شهر غریب چون به من نیاز دارن 😔🥺
خواهش میکنم بگین چیکار کنم
به کمکتون نیاز دارم