2777
2789
عنوان

خواهرم

72 بازدید | 13 پست

من 17سالمه اون 15 یک سال و نیم فاصله داریم الان افتادیم تو مدرسه همدیگه یعنی من دوازدهمم اون امسال اومده دهم پیش من گفتم شاید اگه بیاد پیشم مثلا زمستون خودی ست میخریم باهم میریم زنگ تفریح تعریف میکنیم باهم حرف می‌زنیم ولی اون همش با دوستاشه انگار غریبه پرسته منم که شش ماه بیشتر نمیریم گفت اگه تو بری من تنها میشم می‌خوام با دوستام باشم گفتم باشه تو با دوستای خودت باش منم همینطور ولی دیگه اصلا باهام حرف نمیزنه حتی تو راه خونه ازش سوال میکنم جواب نمیده میگه چقدر حرف میزنی تو خونه هم باهاش حرف میزنم جوابمو نمیده الان هم دارم گریه میکنم حالم خیلی بده نمیتونم درس بخونم از بس تو فکرشم الان هم دعوامون شد گفت تو اصلا برای من وجود نداری من از تو متنفرم و از این حرفا یا بهم میگه ایشالا بمیری منم مجبورم مثل خودش جوابشو بدم بعد اومده به من میگه چرا بدبد دوستام و نگاه میکنی من که عادی از کنارشون رد میشم همش باهام دعوا داره باهام حرف نمیزنه قبلاً همش صورت و دستامو خنج میزد و زخم میکرد که همه جای دست و صورتم جای زخم و لکه هست الان که خیلی نزدیکش نرفتم زخمام داره خوب میشه منم میتونستم بزنمش ولی دلم نمیاد زنگ تفریح میبینم خوراکیاش تموم شده میرم واسش از بوفه میخرم بهش میدم اون موقع میخوره بعد که عوامون میشه میگه مگه نگفتم پیش من نیا مامانم میگه پیشش نرو تا خودش بیاد سمتت دلم میسوزه برای موقعی که از هم جدا شدیم هیچی خاطره خوبی باهم نداشته باشیم همش جنگ و دعوا مثلا من ازدواج کنم یا برم دانشگاه نبینمش دیگه دلم براش تنگ بشه ولی هیچ خاطره خوبی نداشته باشیم اگه الان این گوشی یه کاغذ بود الان برگه از اشکام خیس شده بود در حین نوشتن مغزم خیلی درگیره فردا هم امتحان دارم خیلی ناراحتم😭😭🙁🤧 اون اصلا براش مهم نیست خیلی سنگ دله ولی من دلم طاقت نمیاره کوچیک تر که بودیم خیلی رابطه خوبی داشتیم ولی اون عوض شده قبلا اگه من یه چیزیه میشد واسم گریه میکرد ولی الان چی من توقع گریه ندارم ولی دوست دارم باهام حرف بزنه خواهرم باشه😭

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

اسی تو مدرسه سمتش نرو برگشتن هم هرکدوم جداگانه برگردید

باش پیشش نمیرم ولی برگشتنه با اتوبوس میایم اون تا حالا خودش نرفته همراهش میرم ولی باهاش صحبت نمی‌کنم چیکار کنم دیگه باید مثل خودش بشم یعنی

تو اتوبوس هم دوستاش هستن با اونا حرف میزنم من براش جا میگیرم میگم بیا بشین نمیاد میگه می‌خوام وایسم 

ولی دوستاش میگن می‌ره میشینه پیششون تازه من بخاطر اینکه یکم مهربونه تر بشه گفتم کیفت و بده من واست نگه دارم حداقل که نمیای بشینی اونم کیفشو داد ولی چه فایده تو اتوبوسم باهاش حرف میزنم محل نمیده ولی دوستش تا یه چیزی بگه انجام میده مثلا نمبدونست کجا باید پیاده بشه این که خجالت می‌کشه از غریبه سوال کنه رفت از راننده اتوبوس براش پرسید ولی من باهاش حرف میزنم ساکته فقط اره و نه میگه ولی با اونا می‌خنده خوش میگذره بهش خودشو واسشون میکشه

باش پیشش نمیرم ولی برگشتنه با اتوبوس میایم اون تا حالا خودش نرفته همراهش میرم ولی باهاش صحبت نمی‌کنم ...

اسی تو اتوبوس هم سمتش نرو با دوستاش هم حرف نزن فوقش دیدیشون لبخند بزن سرتو تکون بده همین.

شاید خجالت می کشه یه غروری داره پیش دوستاش

تو پیش دوستان خودت باش

اسی تو اتوبوس هم سمتش نرو با دوستاش هم حرف نزن فوقش دیدیشون لبخند بزن سرتو تکون بده همین.شاید خجالت ...

چه غروری مگه من چیکارشون میکنم با دوستاش مه یه بار هم حرف نزدم هر وقت با خواهرم کار دارم صداش میکنم میاد اون دیگه خیلی پر رو یعنی نمیدونه من خواهر بزرگم

اصلا این هیچی باهام هم حرف نمیزنه از جواب فهمیدم فعلا محلش ندارم مرسی از راهنماییت عزیز دلم❤️🥲

چه غروری مگه من چیکارشون میکنم با دوستاش مه یه بار هم حرف نزدم هر وقت با خواهرم کار دارم صداش میکنم ...

میدونه از نظر ما بزرگترا شاید چیزی نباشه برا خودم هم پیش اومده

فقط محل نذار و برو پیش دوستات

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز