تو اتوبوس هم دوستاش هستن با اونا حرف میزنم من براش جا میگیرم میگم بیا بشین نمیاد میگه میخوام وایسم
ولی دوستاش میگن میره میشینه پیششون تازه من بخاطر اینکه یکم مهربونه تر بشه گفتم کیفت و بده من واست نگه دارم حداقل که نمیای بشینی اونم کیفشو داد ولی چه فایده تو اتوبوسم باهاش حرف میزنم محل نمیده ولی دوستش تا یه چیزی بگه انجام میده مثلا نمبدونست کجا باید پیاده بشه این که خجالت میکشه از غریبه سوال کنه رفت از راننده اتوبوس براش پرسید ولی من باهاش حرف میزنم ساکته فقط اره و نه میگه ولی با اونا میخنده خوش میگذره بهش خودشو واسشون میکشه