ببخشید اسی اگر کسی میدونه جوتب منم بده دی جی کالا بستم رو واسه شهرستان فرستاده و مامور هم نمیدونم ب کس تحویل داده شماره هم نداره تو سایت چطوری باید پیگیری کنم؟
نمیتونم برم شهدستان، یعنی بسته ام ب فنا رفت؟
چراغ ظلم ظالم تا ابد هرگز نمیسوزد... اگر سوزد...شبیسوزد، شبی دیگر نمیسوزد.بزنی...نتونه بزنه، میزنه...!
ببخشید اسی اگر کسی میدونه جوتب منم بده دی جی کالا بستم رو واسه شهرستان فرستاده و مامور هم نمیدونم ب ...
پولش رو پرداخت کردی؟؟؟؟
من بخاطر همین موضوعات پرداخت درب منزل میزنم
زنده باد اشتباهات من...که بیپروا بهت گفتم دوستت دارم وُ تو رَم کردی... که خلافِ نظرِ خانواده رفتم دنبال علاقهم و بعد با مغز خوردم زمین وُ برگشتم وُ از صفر شروع کردم که شب امتحان نشستم فیلم دیدم و رفتم چرخیدم الکی وُ بعدش گند زدم. که بیحساب کتاب پولامو خرج کردم وُ خوردم به یه پیسیِ سنگین.که گفتم رفیقمه،از گوشت و پوست و خون گذاشتم براش اما همون آدم با پوستی که از من کَندن واسه خودش پیراهن دوخت...ببین هر طوری دلت میخواد قضاوتم کن. اما تو چه میدونی من اون لحظات چقدر زندگی کردم!زنده باد اشتباهات من. که توی تنهایی بغلشون میکنم. یه بغلِ محکم... اونا سهم منن از زندگی. من اون لحظات احساس زنده بودن داشتم. میفهمی؟؟؟؟؟؟
اره، ی میلیونم بود😔نمیتونم از پرداخت درب منزل استفاده کنم خود مامور نمیاره منطقه ما، فقط موندم اون ...
داخل دیجیکالا زده تحویل داده شد؟؟؟
عجب آدمایی پیدا میشن حالا چی سفارش داده بودی😂
زنده باد اشتباهات من...که بیپروا بهت گفتم دوستت دارم وُ تو رَم کردی... که خلافِ نظرِ خانواده رفتم دنبال علاقهم و بعد با مغز خوردم زمین وُ برگشتم وُ از صفر شروع کردم که شب امتحان نشستم فیلم دیدم و رفتم چرخیدم الکی وُ بعدش گند زدم. که بیحساب کتاب پولامو خرج کردم وُ خوردم به یه پیسیِ سنگین.که گفتم رفیقمه،از گوشت و پوست و خون گذاشتم براش اما همون آدم با پوستی که از من کَندن واسه خودش پیراهن دوخت...ببین هر طوری دلت میخواد قضاوتم کن. اما تو چه میدونی من اون لحظات چقدر زندگی کردم!زنده باد اشتباهات من. که توی تنهایی بغلشون میکنم. یه بغلِ محکم... اونا سهم منن از زندگی. من اون لحظات احساس زنده بودن داشتم. میفهمی؟؟؟؟؟؟
اره نطر میخوان ازم، بدیش اینه اصلا ماموره شماره تماس نداره و فقط اسموو فامیل زده ک اونم مال رئیس اد ...
چقدر بد وای چقدر اعصاب آدم خورد میشه
زنده باد اشتباهات من...که بیپروا بهت گفتم دوستت دارم وُ تو رَم کردی... که خلافِ نظرِ خانواده رفتم دنبال علاقهم و بعد با مغز خوردم زمین وُ برگشتم وُ از صفر شروع کردم که شب امتحان نشستم فیلم دیدم و رفتم چرخیدم الکی وُ بعدش گند زدم. که بیحساب کتاب پولامو خرج کردم وُ خوردم به یه پیسیِ سنگین.که گفتم رفیقمه،از گوشت و پوست و خون گذاشتم براش اما همون آدم با پوستی که از من کَندن واسه خودش پیراهن دوخت...ببین هر طوری دلت میخواد قضاوتم کن. اما تو چه میدونی من اون لحظات چقدر زندگی کردم!زنده باد اشتباهات من. که توی تنهایی بغلشون میکنم. یه بغلِ محکم... اونا سهم منن از زندگی. من اون لحظات احساس زنده بودن داشتم. میفهمی؟؟؟؟؟؟