منو شوهرم جاهامون از اول جدا ...بخاطر اینکه من رو تخت کمردرد میشدم و شوهرم باید رو تخت میخابید
خوشبحال مردها دلشان که بگیرد سیگار میکشند..هرزمانی هم که باشد بدون ترس ودلهره،به دل خیابان میزنند،حتی اگرشد وسایل دم دستشان رامیشکنند،اما ما زن ها چه؟؟؟نه خیابان برای دلتنگی هایمان امن است،نه سیگار با طبع لطیفمان سازگار...نه دل شکستن ظرف ها راداریم...مازن ها که دلمان میگیرد...زورمان به موهایمان میرسد...به ناخن هایمان میرسد...به بغضمان میرسد...ما زن ها درمواقع دلتنگی خیلی قوی که باشیم نهایت درگوشه ای مچاله میشویم وبی صدا میمیریم..
اووووو سخت نگیر ،خب منم همسرم نمیتونه رو تخت بخوابه تو برو رو زمین بخواب چیزیت نمیشه،العانم اولاشه غرور تو رابطه هست چند سال بگزره غرور واین حرفا دیگه نیست ما اگه قهر هم باشیم میپرم رو سرو کلش اشتی میکنیم اوایل ازدواج خیلی بم برمیخورد قهر میکردم تا چند روز 😅😅العان دیگه خبری از قهر نیست