2777
2789

من شغل همسرم آزاده و تا ساعت یک شب مغازه میمونه. 

من هیچ گله ای از این موضوع تا حالا نکردم.  ولی مامانم کلا دوس نداره من شبا تنها باشم.  مجردم که بودم اگه یه شب مامان بابام کاری براشون پیش میومد  دیر میشد بیان خونه،  سریع زنگ میزدن داداشم که بیاد منو ببره خونه ی خودش تا شب تنها نباشم. 

مامانم بدونه اینکه به من چیزی بگه به همسرم پیام داده که من دلم شور میزنه دختر بچه م تو شهر غریب که داره زندگی میکنه.  تا یکه شب هم تو خونه تنهاست. (با ۲۲ سال سن هنوز مامانم منو کوچولو میبینه البته به قیافه و هیکلم میخوره ۱۵ سالم باشه 😑) 

مامانم به شوهرم گفت یا یه کم زودتر مغازه رو ببند حداقل یازده بیا خونه.  یا یه شاگرد بگیر. 

همسرمم به من میگه مامانت نباید تو مسائله زندگیه ما دخالت کنه.

کار مامانم اشتباه بود  که از نگرانیاش به همسرم گفت؟ 

چیکار کنم اروم باشه 


ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

کار مامانت اشتباه بوده

اگر شما رو کوچولو میبینه پس بهتر بود برای ازدواجم کوچیک میدید

با احترام من این کارشون رو تایید نمیکنم چون هر دخالتی از یه جریان بسیار کوچیک شروع میشه 


بهتره خودت و همسرت در این باره ب توافق برسید

سلام مجدد از کاربری که خیلی معروفه و الان به این فلاکت افتاده بخاطر تعلیق شدن های بی جهت

بله، به نظر من دخالت محسوب میشه ولی نمیشه از مادر گله مند بود چون مادرِ و همیشه نگران بچش! ولی سوال اینجاست اگر هنوز شما رو بچه میدونن چطور راضی به ازدواجتون شدند؟! من خودم هم سن پایین ازدواج کردم و از خانوادم خیلی دورم و خیلی پیش میاد تنها بمونم حتی هفته ها، اما هیچ وقت به همچین چیزی برخورد نکردم!

خب مادرته ب فکرته بنده خدا اگه ام چیزی نگه میگی مادرم حسی بهم نداره

اره طفلکی خیلی مهربونه خیلی هم استرسیه طفلک. 

هزار جور فکر میکنه. 

از اومدن دزد به خونه گرفته،  

تا تجاوز همسایه. 

تا پیدا شدنه مار تو خونه و

حمله ی راهزن ها و...  😂😂😂

اره طفلکی خیلی مهربونه خیلی هم استرسیه طفلک. هزار جور فکر میکنه. از اومدن دزد به خونه گرفته، تا تجا ...

مامانا همینجورن مث مامان خودم اوایل عروسیم ک هنوز ب نبودنم عادت نکردع بود روزی چندبار زنگم میزد 

فاصله خونمون سه تا خیابونه ی روز زنگ زد گفت اینجا بارون میاد پیش شمام بارونه 😂😂😂 گفتم مامان ما فقط ۲ دقه باهم فاصله داریم😁

بله، به نظر من دخالت محسوب میشه ولی نمیشه از مادر گله مند بود چون مادرِ و همیشه نگران بچش! ولی سوال ...

اونا دوس نداشتن حالا حالا ها شوهر کنم 😂دوس داشتن پیششون بمونم. 

خودم شوهر کردم،  اونا هم به نظرم احترام گذاشتن.  چون به نظرم تو این یه ماه که از پس زندگی بر اومدم.  هم اهل پس اندازم و مدیریت مالیم خوبه. هم به کارای خونه میرسم.  هم نیاز جنسی داشتم و خب خارج از ازدواج نمیشه برطرف کرد تو ایران. هم همسرمو درک میکنم.  هم اون منو درک میکنه.  مرد خوبیه و با خودم گفتم شاید تو سی سالگی دیگه ادمه خوب به این راحتیا پیدا نشه 

مادره حق داره منم تازه عروس بودم شوهرم دو از مغازه میومد با اینکه تو شهر مامانم بودم ولی نمیذاشت تنه ...

من از کار شوهرم راضیم 

تقریبا ماهی شصت تومن سودشه. 

کار دولتی اینقدر پول نداره. 

البته دوس ندارم تا همیشه اینجور باشه. ولی گفتم سه چهار سال تحمل میکنم تا خونه بخریم و مغازه بخریم و کلی پس انداز کنیم.

بعد نرمال زندگی کنیم.  مغازه ش هم اجاره ایه ولی خداروشکر جای خوب و شلوغ و پرمشتریه  

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792