یه غلطی کردم با یه مرد بچه دار ازدواج کردم
دیدم موقع آشنایی که برای بچه ش خوب خرج میکنه گفتم پس صددرصد خسیس نیس
بازم باهاش طی کردم که ماهی یه مبلغی رو برای هزینه های خودم میخوام، مثلا دو سه تومن.اونم گفت باشه عزیزم حتما میدم بیشترم میدم.
اونوقت الان بدون اغراق برای بچه ده یازده ساله ش خیلی راحت خرج میکنع، مدرسه و هر روز با دوستاش بیرون و شهربازی و کافه و سینما و....
اونوقت عوضی آشغال به من میگه پول ندارم بهت بدم...تو پول میخوای چیکااااااار...
بعد من مجبورم تو این خونه جهنمی برای خودش و بچه ش غذا درست کنم و ظرف بشورم و جارو بزنم و...
گه بزنن به این زندگی
شماهااا بگین مگه من تو این خونه آدم نیستممممم؟ مگه فقط بچه ش مهمه و باید بهش پول بده؟ مگه من تو این زندگی نکبت حقی نداااارم؟
خدا رو شکر سنم بالای ۳۵ هست و اگه میخوایین بگین طلاق بگیر شرایطشو ندارم
یعنی باید اینهمه ظلم رو ببینم و تحمل کنم و دم نزنم و پولی بهم ندن و خودش و بچع ش خرج کنن بعد من کاراشونو هم انجاااااام بدن مثل یه خدمتکار...چون اگه برم باید تو خیابون بخواااابم چون خونوادم قبول نمیکنن چون ازدواج دوممه چون سنم بالاست چون......
گه تو این زندگی....لعنت یه هرچی مرد ظالم و نامرد و عوضیه...