چند روز پیش بهم زنگ زد من سرم خیلی شلوغ بود و محل کارم بودم و نتونستم جواب بدم ، بلافاصله زنگ زده بوده به شوهرم که خانومت جوابم نداده و ... شوهرم گفته سرش خیلی شلوغه
امروز صبح بهش زنگ زدم و پشت خطش بودم و اونم زنگ نزد و منم رفتم سرکار
دوباره شب زنگ زد و منم محل کارم بودم و نتونستم جواب بدم و بلافاصله شوهرم بهم زنگ زد و جواب شوهرمم ندادم
من بعد از اینکه سرم خلوت شد باهاش تماس گرفتم و گفتم که مشتری داشتم ، نمیشد جواب بدم و ...
و بعدشم به شوهرم زنگ زدم که گفت مامانم زنگ زده به من که مگه چکار خانومت کردم، چه بی احترامی دیده، مگه ازم ناراحته که جواب تلفن نداده و .....
شوهرم گفت عزیزم مامانم خیلی نگران بود که دلیل جواب ندادنت چی بوده، هر چی هم گفتم کار داره و سرش شلوغه ، قسم و قرآن خورد که حتما ناراحته و ....
مادر شوهر من هررررر چیزی بشه گزارش میرسونه
در مورد همه چیزم به شوهرم اخطار میده ، از لباس پوشیدن گرفته، تا رفت و آمد و.....حالم ازش بهم میخوره