۸۰ساله س شوهرش زن گرفته والانم۲۳ساله اواره ی خونه پسراشه ۴تا پسر داره ماهی یکدومشون ازش نگه داری میکنن هم پسراش هم عروساش ازش متنفرن یعنی دقیقا مثل یه سگ باهاش رفتار میکنن بی ارزشش میکنن البته خودشم بداخلاقه پشت هرکسی بره خونش غیبت شو میکنه پسراش ارزو شونه بمیره تا نخواد بیاد خونشون چرا باید یه ادم اینقدر بی ارزش بشه
اتفاق بدی پیش اومده؟ حس میکنی بدبخت شدی؟ یه لحظه صبر کن. از خودت دور شو. توی تاریخ دور شو. اتفاق هایی رو به یاد بیار که فکر میکردی ازشون زنده بیرون نمیایی. چی شد؟گذشت. به اتفاق هایی فکر کن که توی طول تاریخ برای آدمها پیش اومده.به جنگ به قحطی به بیماری ها. حالا توی جغرافیا از خودت دورشو. به کشورهای دیگه فکر کن. به آدمهای دیگه. دردت در مقایسه با دردهایی که بشر متحمل شده چقدر بزرگه؟ چقدر عمیقه؟ من اینجوری با مسائلی ناخوشایند برخورد میکنم
تف توی روی چهار تا پسرش که از مادرشون متنفرن..عروس که غریبه هست و اون ارزشی نداره. اون بدترین مادر ...
دیگه ۲۳ سال خداییش زیاده، من رفتار بچه هاشو تایید نمیکنم اما خانم ۲۳ سال پیش اونقدرام پیر نبود که بفکر فرداش نباشه و بخواد با بچه هاش زندگی کنه ، در کنار همه اینها حداقل مراقب زبونش باشه و حرف اینجا رو اونحا نبره تا طرف فکر نکنه نمک میخوره نمکدون میشکنه ،
دختری از سادات هستم، بر دشمن مرتضی علی لعنت، ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم، خیال کن که غزالم بیا و ضامن من شو💚🍃