یکی هر بار کار اشتباهی می کنه و بهش تذکر می دادن با داد و بیداد و عصبانیت میگه نمی تونم... نمی تونم... من نمی تونم...
حالا چیز خاصی هم نیستا.
مثلا اینکه فلان حرف را به بقیه نگو فعلا.
یا فلان کار بهداشتی رو انجام بده.
نه ابنکه نتونه. این نمی تونم نمی تونم رو به عنوان یه سلاح و نوعی لحبازی انتخاب کنه.
طرف مرد ۴٠ و خردی ساله هم هست.