2777
2789
عنوان

تورو خدا😭😭😭

157 بازدید | 13 پست

سلام میشه خلاصه داستان مهشید رو بهم بگید خیلی زیاده نخوندم درحقم خاهری کنید کنجکاوم

من اگر خسته شبی یک تنه ایران بودم..من اگر لحظه پایانی انسان بودم....خاطرات تو منو زنده نگه داشته هنوز..وسط بی تو ترین نقطه زندان بودم♥️

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

یه خانمه که از اول تا آخر هرچی شوهرش گفته همونه. تموم شد

۴روزه تو پربازدید ترین هاست فقط همین؟

من اگر خسته شبی یک تنه ایران بودم..من اگر لحظه پایانی انسان بودم....خاطرات تو منو زنده نگه داشته هنوز..وسط بی تو ترین نقطه زندان بودم♥️
یه جا خوندم بیماره شوهرش؟
من اگر خسته شبی یک تنه ایران بودم..من اگر لحظه پایانی انسان بودم....خاطرات تو منو زنده نگه داشته هنوز..وسط بی تو ترین نقطه زندان بودم♥️

ی خواستگار داشته ک باباش اینا راضی نبودن ولی این ب اصرار خودش ازدواج کرده هگ خودش هم باباش ب تحصیل علاقه داشتن و قرار بوده این ادامه بده همسرش اول قبول کرده ولی بعد زده زیرش

شوهرش چون خیلی ازش بزرگ بود همش زور میگف البته اینم گاها لجبازی میکرده خواهر شوهرشم ی پسر داشت حدودا همسن این بوده مهشید میخاسته درس بخونه ک همسرش کتاباشو میریزه دور اینم ی مدت بعد یواشکی میره فقط مادر شوهرش میدونه مادرشوهرش میگه بهش بگو میگه میگم همش دس دس میکنه ک ی روز این یونی بوده ب همسرش گفته بوده خونه مامانمم همسرش زنگ میزنه میگه میام دنبالت هر چقد بهونه میاره قبول نمیکنه میخاد زود بره خونه مامانش

میبینه وایساده جلو یونی میبره خونه کتکش میزنه نمیزاره مادرشم بیاد بالا جلوشو بگیره ی چن روز میگذره و قهر میمونن ک مادر شوهرش واسشون بلیط مشهد میگیره و میرن اونجا آشتی میکنن اینم برمیگرده از دانشگا انصراف میده

بعداتفاقی میفهمه پسر خواهر شوهرش تو یونی اینو دیده زنگ زده ازز داییش شیرینی بخاد ک داییش فهمیده .بعد ی روز میفهمه بارداره ب همسرش میگه روزا میگذره و دوباره باردار میشه دو تاشونم پسر بودن بعدم دو قلو باردار میشه ی دختر ی پسر.مادر شوهرشم فوت کرده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   دیمانا  |  22 ساعت پیش