شوهرم چندبارخیانت میکردومیبخشیدم و بازبعد یمدت خیانت میکرد
دیگه مجبور شدم خونه زندگیمو ول کردم ومهریمو گذاشتم اجرا اونم فهمید
دیونه شد فکر نمیکرد من واقعا رفتنی باشم و برم مهریمو بزارم اجرا شروع کرد فحش و فحش کشی وتهدید کردن به من و پدرم و اومد پسر ۵ سالمو برد نزاشت ببینم
)شوهرمو میگم)
خواهرشوهرمم کلی بهم زخم زبون زد و طرفدار پسرشون بودن وپدرشوهرم زنگ زده به عموم فحش کشی کرده چون فهمیده بود چندتا وسیله بزرگ جهیزیمو بردم
حالا یک ماه وخورده ای پسرمو ندیدم خیلی دلتنگشم
و روند دادگاه و طی کردم برا دیدن بچم هنوز خبری نشده
دلم میخواد زنگ بزنم ب مادرشوهرم و التماسش کنم گوشیو بده ب پسرم باهاش صحبت کنم
مطمئنم گوشیو میده تاجایی ک یادمه درسته مادرشوهر بود ولی دل رحمه و زود دلش برا یکی میسوخت
بااینکه خونوادم بفهمن راضی نمیشن اما بنظرتون اینکارو کنم؟؟😔