خب سرم کلاه رفت.
دروغ گفتن بهمون.
میخواستم از همسرم جدا شم
شوهرم پسر خوبیه ولی احمقه هر چی کار کرده داده به پدر مادرش.
ولی همسرم جلو مادر پدرم گریه کرد اونا هم دلشون برا شوهرم سوخت که مادر پدرش اینقدر بی رحمن و مادر پدرم گفتن حق نداری جدا شی.
مادر پدرم برام خونه اجاره کردن و کل وسایلشم برامون خریدن و شوهرمم قول داده جبران کنه ولی الان شیش ماهه سر زندگیمونیم فعلا که جبرانی نکرده ـ
دلم خیلی براش میسوزه ولی از یه طرف از اون موقع حس بدی دارم
خیلی پسر مهربونیه و خودشم کلی گریه کرد از دست خانوادش.
دلم میسوزه