چند روز پیش دختر خالم زنگ زد مارو برای عروسیش دعوت کرد،چند ساعت بعد اینکه تلفن قطع کرد مامانم زد زیر گریه بهم گفت تو چرا ازدواج نمیکنی که منم یه خبر خوش تو زندگیم بیاد،همش بدبختی به سراغمون میاد😞نمی دونم چیکار کنم خوب دست من که نیست دوست ندارم مردای امروزه اصلا خوب نیستند.... چطوری مامانم خوشحال کنم به این فکر می افتم که چرا من بدنیا اومدم اصلا چرا دختر شدم ،دختر بودن چقدر سخته😭 امکانات هم ندارم که برای خودم زندگی کنم و از شر اینکه یکی بهم بگه کی ازدواج میکنی رهاشم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.