۲۷ سالمه کسی که دوستش دارم خانوارم راضی نشدن ازدواج کنم هرخاستکاریم میاد باز قبول نمیکنن اونا پسر عممو میخان پسر عمم اومد خاستکاری خودم قبول نکردم چون من فکر ذهنم کسی دیگه هست از طرفی تو فامیل فقط من موندم حتی کوچیکتر از منم همه ازدواج کردن ماه پیشم عقد یکی دیگشون بود فامیل برام دلسوزی میکنن ک سنت رفته بالا موندی از این حس بدم میاد از شرایطم منتفرم خیلی احساس تنهایی میکنم
اینکه فکر و ذهنت جای دیگس. اگه اون فرد ازدواج کرده که تمومه اگه نکرده یه چراغ سبز نشون بده بیاد . ال ...
من خودم ۶ ماهه باهاش کات کردم هرماه اومد التماس کرد برگرد ولی میترسیدم برگرده باز نشه ۱۱ سالم اختلاف سنی داریم من ۲۷ اون ۳۸ ولی اون از نظر مالی اکی هست