2777
2789

۲۷ سالمه کسی که دوستش دارم  خانوارم راضی نشدن ازدواج کنم  هرخاستکاریم میاد باز قبول نمیکنن اونا پسر عممو میخان پسر عمم اومد خاستکاری خودم قبول نکردم چون من فکر ذهنم کسی دیگه هست از طرفی تو فامیل فقط من موندم حتی  کوچیکتر از منم همه ازدواج کردن  ماه پیشم عقد یکی دیگشون بود  فامیل برام دلسوزی میکنن   ک   سنت رفته بالا موندی از این حس بدم میاد  از شرایطم منتفرم خیلی احساس تنهایی میکنم 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اینکه فکر و ذهنت جای دیگس. اگه اون فرد ازدواج کرده که تمومه اگه نکرده یه چراغ سبز نشون بده بیاد . ال ...

من خودم ۶ ماهه باهاش کات کردم هرماه اومد التماس کرد برگرد ولی میترسیدم برگرده باز نشه ۱۱ سالم اختلاف سنی داریم من ۲۷ اون ۳۸ ولی اون از نظر مالی اکی هست

خواهر منم ۳۱سالشه‌خوشگله دکتره ماشین داره پول تو حساب طلا اصلا دوست ندارع ازدواج کنه  فامیل همش تیکه میندازن گفتم شما شرایط اونو داشتین شوهر نمی‌کردیم ب شما چه دلشو میشکنن اشکشو درمیارت

کلا اروممم ولی تو تاپیکم بخوای سر ب سرم بزاری میشورم میزارمت کنار
فوق لیسانس حقوق ولی بیکاره ی ماشین داره ولی خونه خانوادش میخان براش بخرن

خوبه که ، پسر دختر باز نباشه اهل کار باشه خدا پیغمبر حالیش باشه باید رو هوابگیریش 

باهاش ازدواج کن زندگیتو بساز

خواهر منم ۳۱سالشه‌خوشگله دکتره ماشین داره پول تو حساب طلا اصلا دوست ندارع ازدواج کنه فامیل همش تیکه ...

اخه من کارم ندارم درسم نداره همش تو خونم مجبورم بخابم من تا ۷ ۸ شب خابم ک فقط عمرم بگذره چون تو خونه  کاری ندارم 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792