عردسیمون محشر بود بهترین روز عمرم بود خیلی خوب بود... انقدر بهم خوش گذشت ک هرچی بگم کمه... انقدر شوهرم جلو در ارایشگاه هیجان زده شد ک فقط نگام میکرد زانو زد دستمو بوسید گریم گرفته بود اخه ما دوماه قبلش ب خاطر رفتارای خانواده اش داشتیم طلاق میگرفتیم بعدم ک رفتیم باغ برا عکاسی و کلیپمون توی مسیر فقط اون اهنگی ک تو دوران دوستی گوش میدادیم و گذاشت و عین این زن خپلا هی میگفتم اینو میخوام اونو میخوام بیچاره همه چی برام کرفت من هی میخوردم بعد کلیپم انقدر خوابم میومد ک اومد ب ارایشگرم گفت این یک ساعت بخوابه ارایششو دوباره اوکی کنید بیام دنبالش خیلی رویایی بود شب عروسیم رویایی بود قبل از اینکه بریم خونمون تمام خونه رو پر گل مریم کرده بود وای دورش بگردم الهی همه جا شمع روشن کرده بود همه ک رفتن برام حافظ میخوند