شرایط کاریم خوبه همسرم هم ادم خوبیه اما نه کارم اون چیزیه که میخوام نه همسرم درک میکنه چقدر احتیاج به سفر و تفریح دارم همش کار میکنه و میگه نمیتونیم برم سفر وقت ندارم ..حس تنهایی دارم. همش ناخوداگاه گریه میکنم. همه فکر میکنند ادم قوی هستم اما کی میدونه از دورن چقدر دلمرده شده...تو مجردی پر از شور و شوق و انگیزه بودم...خودمو نمیشناسم دیگه...الانم دیگه نه درخواستی دارم نه حرفی میزنم...همسزم بچه میخواد اما خودم چی...کلی حسرت مونده به دلم