پسرمون 18 ماهه بود، اونم میزد، منم میزد ، واسه بچه هم هیچی نمیخرید، کلا بچه م ضعیف بود ترسو بود، به نسبت سنش جنب و جوشش کم بود، مثلا اگه نصفه شب بچه تو خواب نق میزد جفتمون از اتاق بیرون میکرد، تا صبح بچه تو بقلم یا تو حال یه تو حیاط مینشستم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.