2777
2789

پسرمون 18 ماهه بود، اونم میزد، منم میزد ، واسه بچه هم هیچی نمیخرید، کلا بچه م ضعیف بود ترسو بود، به نسبت سنش جنب و جوشش کم بود، مثلا اگه نصفه شب بچه تو خواب نق میزد جفتمون از اتاق بیرون میکرد، تا صبح بچه تو بقلم یا تو حال یه تو حیاط مینشستم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

کلا چون تو خونه هیشکی با ما ارتباط برقرار نمیکرد موقع آشپزی هم بچه م میچسبید به من

که یه روز داشته یه چیز سرخ میکردم روغن پرید رو دستش مقدار روغن طوری بود که بد سوخت دستش

هرچی زنگ زدم بیا داره دق میکنه بچه ، نیومد ببریم دکتر


خلاصه بعد یه مدت برامون خونه گرفت، خودشم موند پیشمون

البته هنوزم با منو بچه صمیمی و گرم نیست مثل زن و شوهری دیگه و پدر و پسر های دیگه،

الان پسرمون پنج ساله س

امید وارم رابطه مون بهتر شه، البته دیگه عادت کردم، الانم به نسبت قبل عالیه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792