داشتیم بیرون دور میزدیم اولش گ از جلوی هتل رستوران گرون قیمتی یهویی رد میشدیم دیدم مراسم ختم اونجا گرفتن برای پدر جواد رضویان بود
بعد گ اون سمتا یکم دورترش غذا خوردیم اومدیم تو ماشین ک بریم شوهرم گفت میدونی خونه رضویان کجاست اینورع گفتم عه جدی ؟از کجا میدونی ؟
یادم نیست اینو گفت خونه خود رضویان یا پدرش بعد پرسیدم تو از کجا میدونی شروع کرد داد بیداد وای این چ سوالیه میدونم دیگه آخه ما قم زندگی میکنیم من و شوهرم بعد دیدم از جلوی در خونه یکی رد شد دو دقیقه بعدش ( حرف میزدیم پلاکارت مشکی با عنوان رضویان بود پرسیدم از کجا میدونی حالا خونش اینجاست گفت این سمت خونه بابامیناست مگه میشه ندونم بعد گفتم خب از کی شنیدی اینجاست چ دقیق میدونست خونه رو یکبار گفت از رفیقام این ورا هستن یا میگفت شنیدم یا میگفت نمیدونم یا میگفت بلاخره میدونم دیگه همه این حرفارو هم با داد میزد آخرم نگفت از کی من واقعا به گوه خوردن افتادم ک یک کلام چرا پرسیدم تو از کجا دقیق میدونی این جاست مثلا بیاد مثل آدم بگه خب از کجا باید بدونم تو میدونی آخرم به طرز بدی باهاش دیگه حرف نزدم چون دیگه خیلی بهم توهین میکرد باهاش قهرم حالم بهم خورد ازش خب چرا دوست داره منو به شک ببره با این کاراش
بهم گفت تو چرا برات مهمه از کجا میدونم از کی میدونم میخوای چی از توش بیاری آخه چرا اینطوری برخورد میکنه ارزش داره این کارا