2777
2789

سلام ۵ساله متاهلم و یه پسردارم 

 چندسالیه مادرم فوت شده از وقتی مامانم رفته خوشی از کل زندگیم رفته خسته شدم به هرکی خوبی میکنم فقط بدی میشه 

از صبح تا شب به زندکی میرسم بازم شوهرم گیر میده و راضی نیس

به خانوادپدرم محبت میکنم بازم کسی ازم راضی نیس 

بعد مامانم انگار منم تموم شدم 

تنها نیستی چون بعضیا لیاقت خوبی رو ندارن توام دیگه مث خودشون باش وقتی دل تو می‌شکنه کسی اهمیتی نمیده توام به ناراحتیشون اهمیت نده برا خودمون ارزش قائل باشیم 

ماشمالی ها دلمون اندازه یه دنیاست بیای شمال میفهمی ...  
تنها نیستی چون بعضیا لیاقت خوبی رو ندارن توام دیگه مث خودشون باش وقتی دل تو می‌شکنه کسی اهمیتی نمیده ...

احساس تنهای میکنم حتی شوهرمم احترامم نمیگیره...یه رفیق داشتم چقدر محبت و احترام داشتم بهش اونم جدیدا کنار میکشه ۱۰ روز یه بار شاید زنگی بزنه 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

احساس تنهای میکنم حتی شوهرمم احترامم نمیگیره...یه رفیق داشتم چقدر محبت و احترام داشتم بهش اونم جدیدا ...

خیلی خوب درک میکنم چون برا خودم پیش اومده من دیگه بهشون اهمیت نمی‌دم اینجوری حالم بهتره سعی میکنم فقط به خودم و روحیه خودم فک کنم اگه قرار باشه همیشه همه رو راضی نگه داریم اون موقع چیزی از خودمون نمی‌مونه 

ماشمالی ها دلمون اندازه یه دنیاست بیای شمال میفهمی ...  
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792