nilooooooooam مدیر استارتر عضویت: 1403/01/19 تعداد پست: 441 عنوان اشنایی 76 بازدید | 9 پست سلام به همگیدیروز همکارم بهم زنگ زدبرا اشنایی و ازدواج با برادرشامروزبا خواهرش اومدن اداره منو دیدننمیدونم چرا بعد از احوال پرسی واداشس رفت دستشویینکنه مواد میزنه ترسیدم بعد چهار یا پنج دقیقه اومد 1403/06/19 | 14:45 0 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
arameshm عضویت: 1397/07/24 تعداد پست: 21983 حالا انقد جا نیست همون لحظه بره وسط اداره مواد بزنه چقد بد بینی من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود...
djsonami عضویت: 1401/12/27 تعداد پست: 456 بیچاره از استرس جیشش اومده چه موادی😂😂😂 و چشمانش آغاز داستان بودند.❤️A❤️
مامان_عدس_کوشولووو عضویت: 1403/01/10 تعداد پست: 8786 لابد دستشویی داشت 😂😂بعدم جدی بشه ازش ازمایش میثیرن معلوم میشه دیگت عدس کوشولووووم ۱۴۰۳/۱/۱۴ ساعت ۵ صبح سقط شد 💔روزی که آزمایش دادم دکتر آزمایشگاه بهم گفت ی عدس کوشولووو تو شکممه منم اسم کاربریمو گذاشتم مامان عدس کوشولووو اما دیگه عدسم و ندارم 🥺💔
nilooooooooam مدیر استارتر عضویت: 1403/01/19 تعداد پست: 441 بیچاره از استرس جیشش اومده چه موادی😂😂😂 😂😂
nilooooooooam مدیر استارتر عضویت: 1403/01/19 تعداد پست: 441 حالا انقد جا نیست همون لحظه بره وسط اداره مواد بزنه چقد بد بینی بخدا ترسیدم
nilooooooooam مدیر استارتر عضویت: 1403/01/19 تعداد پست: 441 بدبخ رفته ریدع آخه مواد کجا بود خواهرم😂😂 🤭🤭🤭به نظرمکار زشتیه والاخب خودش یکم کنترل میکرد😂