بچه ها بذارین یه ذره از داستانو بهتون بگم
من قبلا با یکی دوست بودم که عاااشق هم بودیم واقعا عاشق هم بودیم اما خیلی اختلاف نظر و ...داشتیم مثلا من خیلی آزاد بودم اونا به شدت مذهبی که دختر ۹ شب به بعد خونه باشه یا مثلا من میخواستم حتما از ایران برم اون نه کلا خیلی باهم بحث داشتیم و اختلافات سنگین بالاخره من خسته شدم جدا شدیم یکم از جداییمون گذشت پسرعموم (از پسره خبر داشت)دید جدا شدم اومد جلو و گفت دوسم داره خداییش آدم خوبی بود همههه چیش برخلاف اون به من میخورد افکارش عقایدش و واقعا همه چیش با من یکی بود و خب من با عقلم انتخابش کردم و نامزد کردیم
الان همش تو فکر قبلیم:)توروخدا قضاوتم نکنین فقط بهم راهکار میدین چه جوری فراموشش کنم چون اونم منو فراموش نکرده این بیشتر اذیتم میکنه
هی دلم میخواد براش اهنگ بفرستم واقعا جلو خودمو گرفتم هیچ کاری نکنم