اینکه تاوان خودخواهی و اشتباه دیگرونو رو پس میدم۰ اینکه فقط موقع گرفتاری شون یاد ادم میکنن۰ اینکه رعایت همه رو مبکنم وقت مشکل کمکشون میکنم غصه شونو میخورم ولی تو بدبختیام علنن میگن به ما چه۰ اینکه همه ازم توقع دارن ولی میگن تو فهمیده ای عاقلی تو رعایت کن۰ از اینکه هیشکی هیچوقت به فکرم نبوده۰ کدومه شو بگم دلم خیلی پره۰ بیشتر از همه از اون بالا سری
یا رادَّ ما قَدْ فاتَ : عمر های به سر آمده، روزهای گذشته، خونهای ریخته، عشقهای گم شده، آبروهای رفته، بغضهای شکسته، اشکهای چکیده، و آبهای از جوی رفته را تو باز میگردانی ای باز گردانندهی از دست رفته ها!
من بیشتر از همه نگران اینده داداشم هستم. هوشش خیلی خوبه. تو مدرسه همیشه رتبه ادل بوده. اما برا کنکور نمیخونه. نگران ایندش هستم. وضع مالی بابام خوب نیس که حمایتش کنه. فقط باید با درس خوندن به یه چیزی برسه اما نمیخونه. شب و روز غصه اش رو میخورم