بدنیا اومدم شیر مامان رو نمیتونستم بخورم شیرخشک بهم دادن ولی تا دوسالگی بالا اوردم
وقتی بدنیا اومدم ۴ کیلو بودم وزن من بچه کسی ندیدن تو فامیل بیمارستان بستریم کردن ۲ و خورده ای تحویل گرفتن بعد دوسال
بردنم امام رضا
مامانم میگفت دوتا خانم اومدن چادرشونو از کمرشون باز کردن یکیشون ، من رو روش تاب دادن
گریم بند اومده
مامانم اومده من رو بزاره بغلش که بخوابونتم سر بلند میکنه میبینه نیستن ، دیگه بعد اون خوب شده بودم
بعدم میبرنم سوریه بخاطر نیت بابام
یه دکتری به مامانم میگفتن بزارینش بهزیستی این دیگه عمر کنه ی ساله فقط اذیت میشین جفتتون
۱۸ سال گذشته ازون روزا ولی 😁