سلام. ممنون که به تاپیکم اومدین.
من ۲۳ سالمه. ۴ سال هست که سفر نرفتم. از طرفی کنکور شرکت کرده بودم و کل سال داشتم درس میخوندم و تفریحی نداشتم. الانم که دوماه از کنکور گذشته همش خونه بودم و فقط یکی دوبار با دوستم رفتم خرید و بیرون. تو این اتاق افسرده شدم، دیگه حتی حوصله کارای شخصیم هم ندارم. مامان بابام اصلااا پایه سفر یا بیرون رفتن نیستن، کل عمرشون رو همینجوری گذروندن الانم که پیر شدن و بدتر خانه نشین.
مادربزرگم و خاله هام مشهد زندگی میکنن آخرین بار ۹سال پیش دیدمشون. دوست دارم برم اونجا هم زیارت و هم یه جور تفریح بشه ولی به خاطر همین که رفت و آمد نداشتیم حس معذب بودن دارم.مامان بابام نمیان. یا نباید سفر برم یا باید تنها برم. یه شهر دیگه هم خاله هام و دایی هام و پدربزرگ و مادربزرگ دیگم زندگی میکنن اونجا هم ۴ سال پیش رفتم دوست دارم برم ولی همش حس بد میگیرم که نکنه زشت باشه من تنها رفتم اونجا😢 اگه رفت و آمدمون زیاد بود مشکلی نداشتم، مشکل اینجاست چون زیاد نمیریم حس بدی دارم که مادرم که بچشونه بهشون سر نزده ولی من که نوه هستم تنها پاشدم اومدم.. شهرشون هم زیاد جای تفریحی نداره یه شهر کویریه همش باید خونه باشم پیششون. نگرانم درموردم فکر کنن چه بیچاره هستم که خانواده جایی نمیبرتم😭 آخه همشون اخلاق بد بابام رو میدونن که چقدر ظالمه نمیذاره مامانم حتی بره خانوادشو ببینه، هیچ جا نمیرتمون. شهرهای دیگه هم بابام نمیذاره برم، فقط مشهد و اون شهر دیگه رو میذاره. چیکار کنم برم یا نه😭
لطفا کسی بی احترامی نکنه مرسی♥️