بچها حالم داغونه حالم داره از خودم این زندگیم بهم میخوره شوهرم ب احساس من ی مسیله ای داره
اینکه نمیدونم چجوری بگم در باره بقیه حرف میزنه
و زمانی ک حرف میزنه ببخشید انگار تحریک شده این بقیه کین مادر من و خواهرم
یعمی بچها دارم نیمیرم
الان اومدیم خونه مادرشوهرم تو اتاق داشتیم حرف میزدیم همینجوری شوخی میکردیم نیخندیدم یهو بهم گفت مامان خوشگلت چطوره دلم براش تنگشده
بد چند ثانیه دیدم من معذرت میخوام بچها تحریک شده بش گفتم برا جی تحریک شدی ی سری چرت پرت گفت بعدک میگه همینجوری خب تو تو بغلم بودی
خیلی ناراحت شدم خیلی گفتم اوکی فقط ی چیز بگم تو ذهنت نگه داشته باش ی روزی مرد دیکع ام برای من مادرت تحریک میشه برای خواهرت تحریک میشه
بد گرف منو پرت کرد اون ور ی سری چیزا گفت
باور کنید نمیدونستم باید کجا درمو بگم حالم دارم بهم میخوره از همه چیم خسته ام خیلی خسته