شوهرم اصلا جلوی من در مورد آرایشگاه و اینا حرف نمیزنه منم که بخوام برم خیلی گیر میده که چرا میری و اینا ، بعد مدتها که میخواستم برم منو با مادرش فرستاد آرایشگاه به خودش زحمت نداد که با من بیاد ، تنهایی نمیذاره که برم ، مجبور شدم تو محله ی خودموت یه آرایشگاه پیدا کنم چون جای دیگه نمیبرد ، الان تو گوشیش دیدم آرایشگاه های معروف شهرمون رو سرچ کرده و نمونه کار دیده خیلی حس بدی بهم دست داد ، البته عروسی جاریمه و هزینه رو پدر شوهرم میده ولی با خودم میگم چرا باید انقدر درگیر عروسی برادرش باشه که این چیزا رو سرچ کنه ، یا لوازم عروسی سرچ کرده ، نمیگم کمک نکنه ولی آخه چرا باید انقدر وارد جزئیات عروسی اونا بشه ؟ این کمترینش بود تازه حق دارم حساس بشم ؟ یعنی داره دنبال یه آرایشگاه خوب میگرده برای جاریم !
یعنی شکاک هم هست که نمیذاره شما تنهایی بری...به وضوح دیدم ادمایی رو که بهترین چیزارو و بهترین کارارو برای خانوادشون انجام میدن ولی به همسرشون که میرسه اونکار غدغن میشه ناچیز میشه و اینا دلایلش بیشتر وابستگی شدید به خانواده و مسئولیت پذیر بودن درقبال اونا هس میتونه دررابطه با همسر شما هم همین باشه
یعنی شکاک هم هست که نمیذاره شما تنهایی بری...به وضوح دیدم ادمایی رو که بهترین چیزارو و بهترین کارارو ...
آره دقیقا خیلی اونا رو به من ترجیح میده ، متاسفانه قبلاً همسرم خواستگار سنتی خواهر دیگه ی این خانم بوده و پدرش به دلایل مالی جواب رد داده ، برای همین نسبت به کارهای همسرم بیشتر حساس شدم ، فکر میکنم دوست داشت داماد این خانواده بشه با وجود همه ی سختگیری هاشون ، خیلی هم این خانواده رو بالا میبره