2777
2789
عنوان

چه رفتار خوبی از مادرتون دیدین دوران بچگی که بهش فک کنینن ذوق کنید

| مشاهده متن کامل بحث + 1717 بازدید | 87 پست

من همیشه تومدرسه گشنه بودم پول توجیبی نبود مامانمم ی نمیکرد لقمه بذاره واسم هیییی.... ی بار لقمه درست کرده بود باشربت آبلیمو برام اورد بهش گفتم چیزی شده گفت ن همینجوری آوردم تامدتها فک میکردم سرطان دارم میخوام بمیرم ک دلش برام سوخته لقمه آورده دگ جزاین چیزی یادم نی

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

هیچوقت منو نزد... بازیهایی که بامن انجام میداد هنوز یادمه.. خیلی صبور هست و کلا خیلییی منو ازاد گذاشته بود و از دور مواظبم بود

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم🌺موجیم که آسودگی ما عدم ماست�🤍💙🧡🌀ترسهات رو بترسون قبل از اینکه اون تو رو بترسونه💣🫵🏻

چیزی یادم نمیاد که ذوق کنم از همون اول زدن تو سرم اعتماد به تفسم صفر جلو خاله و ننجون و دایی و زندایی خوردمم کردن که اوتا هم هر چی بلد بودن به من میگفتن منم پشت و پناهی نداشتم هیچی نمیگفتم تا الان که عقد کردممم جوابشونو میدم 😌😌😌

طی ۱۲ سال هیچوقتتتت بدون صبحونه نذاشت برم مدرسه همیشه برام تغذیه میذاشت که ضعف نکنم درس حالیم نشه درحالی که میدیدم نوددرصد بچه ها بدون صبحونه و تغذیه میومدن مدرسه همیشه ضعف داشتن 

خیلی چیزا

ولی با دیدن تاپیک شما یاد این کارش افتادم

من از هفت ماهگی مهد کودک میرفتم چون مامانم شاغل بود

یادمه همیشه ظرف غذا اماده تو کیفم و لباسام اماده و اتو کشیده بود

مدرسه که میرفتم همیشه ساندویچ صبحانه ام اماده روی اینه جلوی در بود 

هر روزم ازش پول میگرفتم خوراکی میخریدم

حتی مقطع دبیرستان

الان که سرکار میرم بعضی روزا ناهار میبرم

غذامو از شب قبل میپزه

ما زنده هستیم اما... زندگی نکردیم...ما فقط زنده ایم دلم میخواست روزی از خواب بشم و خبری از دلار و ترامپ و نتانیاهو روسیه و اکراین نباشه...سرتیتر خبرها گرانی گوشت و مرغ نباشه...اونایی که زندگی کردین...بهم بگین زندگی با خوشبختی چه حسی داره؟....

ای بابا بعضی مادرا اینجوری ان

خوبیهاییم داشت ،اینکه تلاششو‌میکرد تا ما درس بخونیم از خودش میزد برا خرجی ما کار میکرد..ولی خب 

چالش۱۸کیلو لاغری در ۳ماه تاریخ شروع۱۰/۲/۱۴۰۵ {وزن ۸۳,۶۰۰} ،وزن کشی اول ۱۶/۲{وزن۸۱,۴۰۰}

الان درسته رابطم باهاش خوبه و خودشم از گذشته پشیمونه ولی ته ذهنم هر وقت برمیگردم عقب فقط خاطره کتک خوردن یادم میاد؛خیلی بد میزد هیچکسم هوامو نداشت تو عالم بچگی کارد کره خوری برمیداشتم میومدم جلو خواهرم میگفتم الان خودمو میکشم 😅بزرگترم که شدم حس تبعیض بهم میداد.....

از این دَم و بازدَم بی ثمر....🥀💔

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز