دلم واسه خانوادم . واسه دوستام . خاله هام و عمه هام تنگ شده از وقتی ازدواج کردم شوهرم نمیزاره ببینمشون حتی شماره هاشونم ندارم افسرده شدم نمیزاره حتی یه روز هم برم پیششون دلم واسه مامان بزرگ و بابا بزرگم تنگ شده😔😔💔
مال من کلا نمیزاره خانوادم رو ببینم با شهر خودم ی ساعت فاصله داریم نمیبره سه ساله ندیدمشون دروقفل میکنه میره شب میاد حتی خرید و تفریح هم نمیبره خودم هم نمیزاره برم من چی بگم
با من از صبر صحبت نکنید اونقدر صبر کردم که غوره ها حلوا نشدند و گندیدند خراب شدن اعصاب منم خراب شده. آقایون سایت درخواست ندن من اعصاب ندارم قصد دوستی آشنایی صحبت با هیچ مردی ندارم از همه مردا متنفرم
چکارکنم چندبار جنگ و دعوا کردم فایده نداره خودم کتک خوردم همینجوری تحمل کردم شده ی ماه که پامو از خونه بیرون نذاشتم بعضی وقتا. طلاق بگیرم کدوم جهنمی برم
با من از صبر صحبت نکنید اونقدر صبر کردم که غوره ها حلوا نشدند و گندیدند خراب شدن اعصاب منم خراب شده. آقایون سایت درخواست ندن من اعصاب ندارم قصد دوستی آشنایی صحبت با هیچ مردی ندارم از همه مردا متنفرم
اسی شوهر من خوب بود مادرش یادش میده منم شدیدا از مادرش متنفرم هرهفته منو به زور و اجبار میبره خونه مادرش اونم کلی حرف بارم میکنه تا ی هفته حالم بده تا میخواد خوب بشم دوباره آخرهفته میشه میریم خونه مادرش
با من از صبر صحبت نکنید اونقدر صبر کردم که غوره ها حلوا نشدند و گندیدند خراب شدن اعصاب منم خراب شده. آقایون سایت درخواست ندن من اعصاب ندارم قصد دوستی آشنایی صحبت با هیچ مردی ندارم از همه مردا متنفرم
پس بشین تحمل کن من دیگه با تنهایی خو گرفتم سه ساله. یتیم که باشی وضع همینه بهت رحم نمیکنن من بعد هرنماز مادرشوهرم به خدا میسپارم میگم ی جور غریب بمیری جنازت بمونه بگنده
با من از صبر صحبت نکنید اونقدر صبر کردم که غوره ها حلوا نشدند و گندیدند خراب شدن اعصاب منم خراب شده. آقایون سایت درخواست ندن من اعصاب ندارم قصد دوستی آشنایی صحبت با هیچ مردی ندارم از همه مردا متنفرم
مادر شوهر من شوهرمو میکشونه طرف خودش مثلا تا از سرکار میاد زود میاد پیشش زنگ میزنه قربون صدقه ش میره ...
دقیقا عین مادرشوهرم. مادرشوهر من میگه زنی که بچه نداره آدم نیست و حالم از زنای متاهل بی بچه بهم میخوره میگه حتی اینجور زنا دعوت هم کنن خونشون نمیرم چون آدم حساب نمیشن میگه اگه بچه نیاری اداره خیابون میشی منم بچه دار نمیشم چکارکنم خدا دلش نخواسته نداده نمیتونم که زوری بخوام خیلی چیزارو زوری از خدا خواستم اما بعدا خیلی چوب خوردم این دفعه دیگه زور نمیکنم
با من از صبر صحبت نکنید اونقدر صبر کردم که غوره ها حلوا نشدند و گندیدند خراب شدن اعصاب منم خراب شده. آقایون سایت درخواست ندن من اعصاب ندارم قصد دوستی آشنایی صحبت با هیچ مردی ندارم از همه مردا متنفرم
من الان حس میکنم افسرده شدمیجوری شدم دست خودم نیس حوصله هیچیو ندارم اینا همش از تنهایی و ندیدن خانوا ...
آره عین من شدی تازه. من توخونه همش خوابم میاد بخدا خونمون حتی پنجره هاش بالا هست نمیتونم بیرون رو ببینم اینجا آخرش میمیرم اما چه کنم
با من از صبر صحبت نکنید اونقدر صبر کردم که غوره ها حلوا نشدند و گندیدند خراب شدن اعصاب منم خراب شده. آقایون سایت درخواست ندن من اعصاب ندارم قصد دوستی آشنایی صحبت با هیچ مردی ندارم از همه مردا متنفرم