من تو کل خانواده فقط با خالم جور بودم
چون زیاد فاصله نداشتیم
رفیقم اون بود
هر روز میرفتیم بیرون خیلی بهمون خوش میگذشت از وقتی اون رفت دلم نمیخاد با کسی حرف بزنم رفتار بقیع رو اعصابمه
مامانم همش فیلم میبینه کلا زورش میاد با من حرف بزنه
بابامم فقط حرفاش غر غر کردن
اجازه بیرون رفتن با دوست هم ندارم
خب راهی دیگ ندارم
کلاس هم شنا و زبان میرم...