2777
2789
عنوان

تنهایی

56 بازدید | 6 پست

از تنهایی دارم میترکم خواهرام به شدت بهم بد کردن یه خواستگار داشتم متنفر بودم ازش هزار بار جواب رد دادم نمیرفت آخر سر باهمدستی خواهرام تونست مخمو بزنه خواهرام بهش میگفتن اینجور رفتار کن اونجور رفتارکن تا دلشو به دس بیاری آخرسر فهمیدم هرزس انگشترو پس دارم دیگه خانوادم خونمو تو شیشه کردن  همون خواهرا رفتن پیش بابام گفتن که من باهاش رابطه داشتم بابامم به شدت تعصبی از اون زمان مثل یه حیوون باهام رفتار میکنه نمیدونم چی کار کنم بااین که من از هرلحاظ ازخواهرام بهترم شاغلم تحصیل کردم  فقط چون مثل خواهرام چادری نیستم ..بعضی وقتا عمیقا به مرگ فک میکنم

مشکلت همینه دیگه چون تو موفقی

میتونستم خیلی موفق تر بشم ولی اونقدر که تو گوش بابام خوندن شدم یه افسرده فقط میرم سرکار ومیام میخوابم همش منتظر یک آتو از منن که خرابم کنن خسته شدم یه وقتایی مشکلی برام پیش میاد هیچ کس نیس باهاش حرف بزنم 

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108